نهج البلاغه : حکمت ها
فریبندگی دنیا
وَ قَالَ عليه‌السلام فِي صِفَةِ اَلدُّنْيَا
مفاتیح الجنان : تعقیبات مختصه
تعقیب نماز مغرب
بعد از تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) می گویی:
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۸۹۰ - تا چند حال ما را آشفته داری ای دل
تا چند حال ما را آشفته داری ای دل
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۲۸ - مشکل ما جمله حلوا کرده‌اند
مشکل ما جمله حلوا کرده‌اند
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱۲ - حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم
دید مجنون را یکی صحرا نورد
حافظ : غزلیات
غزل ۳۱۰ - مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
مولوی : غزلیات
غزل ۸۰۲ - می‌رسد یوسف مصری همه اقرار دهید
می‌رَسَد یوسُفِ مصری همه اِقْرار دهید
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۵۲ - رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست
رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۹ - ای که در گل زار حسنش میخرامی مست ناز
ای که در گل زار حسنش میخرامی مست ناز
نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش ترس از خداوند
وَ قَالَ عليه‌السلام اِتَّقِ اَللَّهَ بَعْضَ اَلتُّقَى وَ إِنْ قَلَّ وَ اِجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَللَّهِ سِتْراً وَ إِنْ رَقَّ
حافظ : غزلیات
غزل ۲۰۱ - شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند
شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۲۶ - گر مجلس انس را به کار آمدمی
گر مجلس انس را به کار آمدمی
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیه‌السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله
هین بیا که من رَسولَم دَعوتی
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۹ - آمد بهار جان‌ها، ای شاخ تر به رقص آ
آمد بهارِ جان‌ها، ای شاخِ تَر به رَقص آ
امیر معزی : قصاید
شماره ۴۶۴ - دل بری ای زلف جانان و ستم بر جان ‌کنی
دل بری ای زلف جانان و ستم بر جان ‌کنی
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۸۶ - آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
عطار نیشابوری : باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن
شماره ۲۳ - بی فکر دلی که هست خرّم دارش
بی فکر دلی که هست خرّم دارش
اسدی توسی : گرشاسپ‌نامه
رفتن نریمان به شهر فغنشور
نریمان از آن پس چو یک مه نشست
سعدی : غزلیات
غزل ۴۳۷ - بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۲۶ - سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش
سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش