خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به موضوع تنهایی روح و دشواریهای زندگی در میان مردم بدبین و نادرست میپردازد. شاعر توصیه میکند که یا باید به خلوت پناه برد و از زندگی لذت برد، یا با شرایط موجود کنار آمد و رنج کشید. همچنین، با استفاده از مثالهایی مانند گربه، ببر، و شیر، به رفتارهای حیواناتی اشاره میکند که برای بقا دست به هر کاری میزنند، و این را به زندگی انسانها تشبیه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای حیوانی و نگاه انتقادی به رفتار انسانها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
در صفت خلوت و تنهایی گوید
سلوتی نیست روح را از کس
سلوت روح خلوت آمد و بس ۱
دهر بد رای و خلق بد بینند
راهت این است و مردمان اینند ۲
یا به خلوت به خوش دلی تن زن
یا بر اینها نشین و جان میکن ۳
کی فروشد خرد به رستهٔ جان
آب سیساله را به تایی نان ۴
مگس و گربه سوی خوان پویند
سگ و زاغند کاستخوان جویند ۵
گربه از بهر لقمهای به صد خواری
میکشد با خروش و با زاری ۶
گربه از بهر لقمه جور برد
ببر و شیر و پانگ خود بدرد ۷
باز شیر درنده در صحرا
گورخر را همی درد تنها ۸
سلوت روح خلوت آمد و بس ۱
دهر بد رای و خلق بد بینند
راهت این است و مردمان اینند ۲
یا به خلوت به خوش دلی تن زن
یا بر اینها نشین و جان میکن ۳
کی فروشد خرد به رستهٔ جان
آب سیساله را به تایی نان ۴
مگس و گربه سوی خوان پویند
سگ و زاغند کاستخوان جویند ۵
گربه از بهر لقمهای به صد خواری
میکشد با خروش و با زاری ۶
گربه از بهر لقمه جور برد
ببر و شیر و پانگ خود بدرد ۷
باز شیر درنده در صحرا
گورخر را همی درد تنها ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - آن شنیدی که رفت نادانی
گوهر بعدی:در وصف بیطمعی و خویشتنداری خود گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.