خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق و سودای معشوق سخن میگوید که مانند آتش و آب در دلش جاری بوده، اما در نهایت دریافته که این احساسات مانند سراب و برف، گذرا و واهی بودهاند و اکنون همهچیز را مانند یک خواب میبیند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رباعی ۵۱۱ - از آتش سودای توام تابی بود
از آتش سودای توام تابی بود
در جوی دل از صحبت تو آبی بود ۱
آن آب سراب بود و آن آتش برف
بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود ۲
در جوی دل از صحبت تو آبی بود ۱
آن آب سراب بود و آن آتش برف
بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۱۰ - از آب حیات دوست بیمار نماند
گوهر بعدی:رباعی ۵۱۲ - از آتش عشق تو جوانی خیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.