صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۴۶ - تا نافه زلف مجلس آراست
تا نافه زلف مجلس آراست مولوی : غزلیات
غزل ۳۷۲ - من سر نخورم، که سر گران است
من سَر نَخورَم، که سَر گِران است مولوی : غزلیات
غزل ۴۳۷ - هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
هر جور کَزْ تو آید بر خود نَهَم غَرامَت بلند اقبال : غزلیات
شماره ۹۱ - مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت
مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۸۲ - دفع غم دور از تو میل باده ام چون میشود
دفع غم دور از تو میل باده ام چون میشود اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۰ - اندر ره عشق هر که دارد گذری
اندر ره عشق هر که دارد گذری جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۸۱۵ - دل ربود از من و در دست بلا افکندش
دل ربود از من و در دست بلا افکندش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۴ - آواز گرفته است خروشان مینال
آواز گرفته است خروشان مینال مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۳۰ - آن عشق جگرخواره، کز خون شود او فربه
آن عشقِ جِگَرخواره، کَزْ خون شود او فَربه آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۶ - کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا
کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۶ - به سان مهره شطرنج، از متاع جهان
به سان مهره شطرنج، از متاع جهان ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٣٠ - من نیم چون مرد سالوس و فریب
من نیم چون مرد سالوس و فریب انوری : رباعیات
رباعی ۵۷ - آن چیست که مقصود جهانی آنست
آن چیست که مقصود جهانی آنست مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۴۶ - مکن راز مرا ای جان فسانه
مَکُن رازِ مرا ای جانْ فَسانه محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۶۳ - شیخ را سؤال کردند یا شیخ: الفقرُ اَتَمّ اَم الغنی؟ شیخ گفت:
شیخ را سؤال کردند یا شیخ: الفقرُ اَتَمّ اَم الغنی؟ شیخ گفت: جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۵۱ - چشم خواب آلود او بنگر که چون دل می برد
چشم خواب آلود او بنگر که چون دل می برد امیر معزی : قصاید
شماره ۲۸۶ - چند خوانم مدح مخلوقان ز بهر جاه و مال
چند خوانم مدح مخلوقان ز بهر جاه و مال سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۳۸ - بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
بنای توبه ز ابر بهار در خلل است سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۱ - حسن میْمندی را گفتند: سلطان محمود چندین بندهٔ صاحبجمال دارد
حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحبجمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانیاند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.» سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۱۵ - دل در غم چون تو بیوفایی
دل در غم چون تو بیوفایی
غزل ۲۲۴۶ - تا نافه زلف مجلس آراست
تا نافه زلف مجلس آراست مولوی : غزلیات
غزل ۳۷۲ - من سر نخورم، که سر گران است
من سَر نَخورَم، که سَر گِران است مولوی : غزلیات
غزل ۴۳۷ - هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
هر جور کَزْ تو آید بر خود نَهَم غَرامَت بلند اقبال : غزلیات
شماره ۹۱ - مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت
مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۸۲ - دفع غم دور از تو میل باده ام چون میشود
دفع غم دور از تو میل باده ام چون میشود اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۰ - اندر ره عشق هر که دارد گذری
اندر ره عشق هر که دارد گذری جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۸۱۵ - دل ربود از من و در دست بلا افکندش
دل ربود از من و در دست بلا افکندش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۴ - آواز گرفته است خروشان مینال
آواز گرفته است خروشان مینال مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۳۰ - آن عشق جگرخواره، کز خون شود او فربه
آن عشقِ جِگَرخواره، کَزْ خون شود او فَربه آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۶ - کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا
کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۶ - به سان مهره شطرنج، از متاع جهان
به سان مهره شطرنج، از متاع جهان ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٣٠ - من نیم چون مرد سالوس و فریب
من نیم چون مرد سالوس و فریب انوری : رباعیات
رباعی ۵۷ - آن چیست که مقصود جهانی آنست
آن چیست که مقصود جهانی آنست مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۴۶ - مکن راز مرا ای جان فسانه
مَکُن رازِ مرا ای جانْ فَسانه محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۶۳ - شیخ را سؤال کردند یا شیخ: الفقرُ اَتَمّ اَم الغنی؟ شیخ گفت:
شیخ را سؤال کردند یا شیخ: الفقرُ اَتَمّ اَم الغنی؟ شیخ گفت: جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۵۱ - چشم خواب آلود او بنگر که چون دل می برد
چشم خواب آلود او بنگر که چون دل می برد امیر معزی : قصاید
شماره ۲۸۶ - چند خوانم مدح مخلوقان ز بهر جاه و مال
چند خوانم مدح مخلوقان ز بهر جاه و مال سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۳۸ - بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
بنای توبه ز ابر بهار در خلل است سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۱ - حسن میْمندی را گفتند: سلطان محمود چندین بندهٔ صاحبجمال دارد
حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحبجمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانیاند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.» سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۱۵ - دل در غم چون تو بیوفایی
دل در غم چون تو بیوفایی