طغرای مشهدی : متفرقات
شماره ۷ - چون دست به من در انجمن داد
چون دست به من در انجمن داد
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۵۴ - با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲ - گر جانم گویم، عاشق پیشین شماست
گر جانم گویم، عاشق پیشین شماست
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷۶ - آن را که بود درستیی در فرجام
آن را که بود درستیی در فرجام
فضولی : غزلیات
شماره ۶۴ - صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
ادیب صابر : مفردات
شمارهٔ ۱ - مفردات
لطف خدای جمله کمالات خلق را
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۹۴ - هر چند بود عارض تو در نظرم
هر چند بود عارض تو در نظرم
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۲۶۷ - چاره ی دیگر کوش و گرفتار شدن قراطوس
چو پردخته شد او به کار سپاه
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۰۸ - صابون پز
بامه صابون پز امشب گفتگو انگیختم
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۳۲ - ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۲۴ - حق تعالی بالیقین حاضر نگر
حق تعالی بالیقین حاضر نگر
مجیرالدین بیلقانی : قطعات
شماره ۷۴ - ای رای رفعیت آسمان را
ای رای رفعیت آسمان را
ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۱۷ - داستان زن دهقان با مرد بقال
دستور گفت: چنین شنیده ام از ثقات روات که در مواضی ایام، دهقانی بوده است صاین و متدین و متقی و متورع. زنی داشت بر عادت ابناء روزگار در متابعت شهوت و نهمت گام فراخ تر نهادی و استتباع لعب و لهو از لوازم روزگار خود شمردی. روزی آن دهقان، او را قراضه ای داد تا گرنج خرد. زن به بازار و زر رفت به بقال داد و آغاز کرد به غمزه و کرشمه نگریستن و با غنج و ناز سخن گفتن که مرا بدین زر، گرنج فروش. بقال به حرکات و سکنات او بجای آورد که از کدام پالیز است و به شکل و شمایل او بدانسن که چه مزاج دارد و طینت او بر چه کار مجبول و مطبوع است. گرنج برکشید و در گوشه چادر او کرد و گفت: ای خاتون، مرا بسته بند لطافت و خسته تیر ملاحت خود کردی. در آی تا شکر دهم ترا. چه گرنج بی شکر، طعام نا تمام بود و غذای نا معتدل باشد. زن گفت: بهای شکر ندارم. بقال گفت:
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - ای آن که به راه کعبه رویی داری
ای آن که به راه کعبه رویی داری
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۷۱ - بردی دل من به چشم مخمور
بردی دل من به چشم مخمور
سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - زن سعد
دو دسته کاغذ سعدی نواختم فرمود
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۶۴ - اللب
بود لب عقل صافی از کدورت
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۲۴ - مست آمدی کرشمه کنان در قبای ناز
مست آمدی کرشمه کنان در قبای ناز
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۷۲ - نگنجد در سرم سودای زنجیر
نگنجد در سرم سودای زنجیر
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۸ - فیّاض شدم ز وضع یاران دلتنگ
فیّاض شدم ز وضع یاران دلتنگ