اقبال لاهوری : پیام مشرق
من ای دانشوران در پیچ و تابم
من ای دانشوران در پیچ و تابم
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۵۳ - حقوق همسایگان
این است تفصیل جمله حقوق مسلمانان که نگاه باید داشت به مجرد مسلمانی. اما حقوق همسایگان در وی زیادتها است. و رسول (ص) گفته که همسایه است که وی را یک حق است و آن همسایه کافر است و همسایه هست که وی را دو حق است و آن همسایه مسلمان است و همسایه هست وی را سه حق است و آن همسایه مسلمان و خویشاوند است». و گفت، «جبرییل مرا همیشه به حق همسایه و صیت می کرد تا پنداشتم که وی را میراث خواهد افتاد از من» و گفت، «هر که به خدای و قیامت ایمان دارد، گو همسایه خویش را گرامی دار». و گفت، «مومن نبود کسی که همسایه وی از رنج وی ایمن نبود». و گفت، «هر که سنگی در سگ همسایه انداخت وی را برنجاند».
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۴۳ - کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت
کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۵۵ - تا به زلف تو دلم ملحق شد
تا به زلف تو دلم ملحق شد
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۱۴ - کردند بجای من بدی جمع لئام
کردند بجای من بدی جمع لئام
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۲۳ - جام می چهره اندیشه نمایی دارد
جام می چهره اندیشه نمایی دارد
ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۶ - به عاشقان خود بنما جمال عالم آرا را
به عاشقان خود بنما جمال عالم آرا را
بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۸
«سبحانک» می‌گفتم در رؤیت اللّه، و در آثار عجایب‌ها و پاکی‌های اللّه نظر می‌کردم. گفتم چون اللّه را با همه پاکی‌ها و عجایب‌ها در آن سبحانک گفتن بدیدم، گفتم: «و بحمدک»؛ یعنی خواهم تا اوصاف ستودهٔ اللّه را و جمال‌ها و انعامات اللّه را ببینم، و می‌خواهم که در همه نغزی‌ها و نیکویی‌ها نظر کنم تا اللّه را به صفت نغزی و نیکوکاری ببینم، و این جمال اللّه را و نیکوکاریِ اللّه را می‌دیدم که بی نهایت است، ولیکن به اندازهٔ اثر می‌بینم، و هرچند اثر زیاده می‌شود بهتر می‌بینم.
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۷۶ - شراب خواهد
ای ز نور شرابخانهٔ تو
نشاط اصفهانی : غزلیات بازمانده
ابن همان دشت و من خسته همان نخجیرم
ابن همان دشت و من خسته همان نخجیرم
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۹۰ - آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
وفایی شوشتری : مدایح و مراثی
شمارهٔ ۳۴ - در مدح حضرت ابوالفضل (ع)
امید راستی از چرخ کجمدار مدار
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۲۱۷ - دامن دلبر اگر آری به دست
دامن دلبر اگر آری به دست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۲۷ - عشق تو بلا و مبتلا ما
عشق تو بلا و مبتلا ما
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۷ - دل مسکین من در بند مانده ست
دل مسکین من در بند مانده ست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۸۴ - بحر ما دریای بی پایان بود
بحر ما دریای بی پایان بود
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۳۸ - هرچه می گویند می گوئیم ما
هرچه می گویند می گوئیم ما
نسیمی : رباعیات
شماره ۵۳ - ای روی تو هفت مصحف صانع پاک
ای روی تو هفت مصحف صانع پاک
رشیدالدین میبدی : ۸۳- سورة التطفیف (المطففین)- مکیة
النوبة الثانیة
این سوره سى و شش آیت است، صد و هفتاد و هفت کلمه نهصد و سى حرف و در نزول آن علما مختلف‏اند. قومى گفتند: مکّى است، جمله به مکه فرو آمد قومى گفتند: میان مکه و مدینه فرو آمد، آن گه که رسول خدا (ص) هجرت کرد. و بیشترین علما بر آنند که در مدینه فرو آمد. مقاتل گفت: اوّل سورتی که در مدینه فرو آمد این سورتست و درین سوره هیچ ناسخ و منسوخ نیست. و عن ابى بن کعب قال: قال رسول اللَّه (ص): «من قرأ سورة «المطفّفین» سقاه اللَّه من الرّحیق المختوم یوم القیامة»
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۷۹ - تا بیانش در کنار آورده ایم
تا بیانش در کنار آورده ایم