آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷ - ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را
ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۲۰ - از آن ساعت که افتادم جدا از صحبت یاران
از آن ساعت که افتادم جدا از صحبت یاران
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۸۲ - این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد
این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۴۶ - خوشا آنانکه پا از سر ندونند
خوشا آنانکه پا از سر ندونند
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۴۱ - سید ما بر درش مأوا گرفت
سید ما بر درش مأوا گرفت
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۸۸ - لطفی شیرازی
از مجردان زمان و از سیاحان اوان خود بوده و سیاحت ممالک ایران و هندوستان نموده. در هندوستان وفات یافت و به جنت شتافت. این رباعی از اوست:
خیام : ذرات گردنده [۷۳-۵۷]
رباعی ۶۵
دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد،
صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۱ - کتاب المراثی(والمصائب)
چرا لباس عزا دوستان ببر نکنید؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۴۸ - اگر به سوخته جانی رسد شراره من
اگر به سوخته جانی رسد شراره من
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۰۷ - بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۳۶ - رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش
رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۱۷ - که می برد به سوی دوستان سلام غریبان
که می برد به سوی دوستان سلام غریبان
سعدی : غزلیات
غزل ۳۲۴ - هر که نامهربان بود یارش
هر که نامهربان بود یارش
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۲۲ - ای چشم نیم مست تو خمّار عاشقان
ای چشم نیم مست تو خمّار عاشقان
سعدی : غزلیات
غزل ۶۰۲ - آسوده خاطرم که تو در خاطر منی
آسوده خاطرم که تو در خاطر منی
ابوالحسن فراهانی : قطعات
شماره ۳۱ - نظام دین و دینا قره العین رسول الله
نظام دین و دینا قره العین رسول الله
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۹۲ - تا کی فراق‌نامه‌ات انشا کند کسی
تا کی فراق‌نامه‌ات انشا کند کسی
سعیدا : غزلیات
شماره ۱۹۰ - ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
فردوسی : پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۶۵ - گفتار اندر داستان خسرو و شیرین
کهن گشته این نامهٔ باستان
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۴۹ - صحرای جهان بی تو مرا تنگ آید
صحرای جهان بی تو مرا تنگ آید