اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۴۳ - انعام تو عام است و دلم بی بهر است
انعام تو عام است و دلم بی بهر است
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۹ - هر نگه صد کاسه خون می خورد
هر نگه صد کاسه خون می خورد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۸ - درد سر و گردن تو حرز تن تست
درد سر و گردن تو حرز تن تست
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
محمد کوسج : برزونامه (بخش کهن)
بخش ۹ - لشکر کشیدن برزو به سوی ایران قسمت دوم
چو رستم مر آن هر دو تن را بدید
قاسم انوار : مقطعات
شماره ۴ - درویش، که حرف او بصورت پنجست
درویش، که حرف او بصورت پنجست
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۷ - ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها
ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت
نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۵ - تا کی به شعله ای نزند جوش داغ ما؟
تا کی به شعله ای نزند جوش داغ ما؟
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۸۴ - جسم و جان خوشی همی یابد
جسم و جان خوشی همی یابد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۹۷ - بینی و گنده دهان داری و نای
بینی و گنده دهان داری و نای
صغیر اصفهانی : مفردات
شماره ۵ - صافی از آینه‌ آموز و به هرحال بساز
صافی از آینه‌ آموز و به هرحال بساز
الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۳ - گفتار در تنها ماندن امام تشنه کام و مهیا شدن برای رزم سپاه کوفه وشام
چو لشگرگه شاه اهل ولا
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۴۹ - باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۹۹ - شوق بی حد شد و رسوایی دل نزدیک است
شوق بی حد شد و رسوایی دل نزدیک است
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۶۸ - این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱ - اسیر ساخت به یک خنده نهان ما را
اسیر ساخت به یک خنده نهان ما را
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٧٢ - دلا در نیک و بد بی اختیاری
دلا در نیک و بد بی اختیاری
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۲۸۰ - مه مَثل به اونْ یارْ بَوُوئنْ به خویشی
مه مَثل به اونْ یارْ بَوُوئنْ به خویشی
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۹۹ - بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش