ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۴۹ - جمال طبیعت
جهان جز که نقش جهاندار نیست سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۰ - در تفسیر این آیه که ان الابرار یشربون الخ. و در بیان آنکه اولیا را مقامی دیگر است بالای بهشت فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر، و طعامی دیگر است و شرابی دیگر که غیر ایشان بهیچکس میسر نشود چنانکه مصطفی علیه السلام میفرماید که ان للّه تعالی شراباً اعده لاولیائه اذا اشربوا سکروا و اذا سکروا طربوا الخ
اولیا را بود مقام دگر صائب تبریزی : غزلیات ترکی
غزل ۱ - نه احتیاج که ساقی ویره شراب سنه؟
نه احتیاج که ساقی ویره شراب سنه؟ سعدی : غزلیات
غزل ۲۴۳ - زلف او بر رخ چو جولان میکند
زلف او بر رخ چو جولان میکند عطار نیشابوری : باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
شماره ۲۶ - در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او
در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۱۹ - هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین
هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۴۲ - صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی
صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی صامت بروجردی : قصاید
شمارهٔ ۳۱ - مولودیه در مدح خامس آل عبا(ع)
شادی و غم باز توام در جهان برپاستی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۰ - خاکساری مشرب و افتادگی دین من است
خاکساری مشرب و افتادگی دین من است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۰۹ - به محفلیکه دل آیینهٔ رضاطلبیست
به محفلیکه دل آیینهٔ رضاطلبیست خاقانی : رباعیات
شماره ۳۱۷ - خاک ار ز رخت نور برد گه گاهی
خاک ار ز رخت نور برد گه گاهی سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز
ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۸۶ - با لب او کار دندان می کند سین سخن
با لب او کار دندان می کند سین سخن خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۲۶ - عارف به دل ذره جهان می بیند
عارف به دل ذره جهان می بیند بلند اقبال : بخش چهارم
بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمان
بود تحفه ای از خدا میهمان محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۵۲ - شیخ بسیار گفتی خداوندا هر چه از ما به تو رسد استغفراللّه و هر چه از تو به ما رسد
شیخ بسیار گفتی خداوندا هر چه از ما به تو رسد استغفراللّه و هر چه از تو به ما رسد الحمدلله. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۷۷ - نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟
چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟ سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۱۵ - نصیحت
الا ایکه داری امید وصال اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۷۱ - ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
شمارهٔ ۴۹ - جمال طبیعت
جهان جز که نقش جهاندار نیست سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۰ - در تفسیر این آیه که ان الابرار یشربون الخ. و در بیان آنکه اولیا را مقامی دیگر است بالای بهشت فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر، و طعامی دیگر است و شرابی دیگر که غیر ایشان بهیچکس میسر نشود چنانکه مصطفی علیه السلام میفرماید که ان للّه تعالی شراباً اعده لاولیائه اذا اشربوا سکروا و اذا سکروا طربوا الخ
اولیا را بود مقام دگر صائب تبریزی : غزلیات ترکی
غزل ۱ - نه احتیاج که ساقی ویره شراب سنه؟
نه احتیاج که ساقی ویره شراب سنه؟ سعدی : غزلیات
غزل ۲۴۳ - زلف او بر رخ چو جولان میکند
زلف او بر رخ چو جولان میکند عطار نیشابوری : باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
شماره ۲۶ - در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او
در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۱۹ - هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین
هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۴۲ - صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی
صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی صامت بروجردی : قصاید
شمارهٔ ۳۱ - مولودیه در مدح خامس آل عبا(ع)
شادی و غم باز توام در جهان برپاستی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۰ - خاکساری مشرب و افتادگی دین من است
خاکساری مشرب و افتادگی دین من است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۰۹ - به محفلیکه دل آیینهٔ رضاطلبیست
به محفلیکه دل آیینهٔ رضاطلبیست خاقانی : رباعیات
شماره ۳۱۷ - خاک ار ز رخت نور برد گه گاهی
خاک ار ز رخت نور برد گه گاهی سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز
ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۸۶ - با لب او کار دندان می کند سین سخن
با لب او کار دندان می کند سین سخن خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۲۶ - عارف به دل ذره جهان می بیند
عارف به دل ذره جهان می بیند بلند اقبال : بخش چهارم
بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمان
بود تحفه ای از خدا میهمان محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۵۲ - شیخ بسیار گفتی خداوندا هر چه از ما به تو رسد استغفراللّه و هر چه از تو به ما رسد
شیخ بسیار گفتی خداوندا هر چه از ما به تو رسد استغفراللّه و هر چه از تو به ما رسد الحمدلله. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۷۷ - نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟
چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟ سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۱۵ - نصیحت
الا ایکه داری امید وصال اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۷۱ - ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی