فردوسی : پادشاهی بهرام گور
بخش ۱۷ - دگر روز چون تاج بفروخت هور
دگر روز چون تاج بفروخت هور
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۹۵ - رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۲۸ - کمال خجندی نَوَّرَ اللّهُ مَرْقَدَهُ
نام شریفش شیخ کمال الدین مسعود، از اعاظم خجند بوده و از فیض صحبت اهل حال و ارباب کمال علایق و عوایق دنیوی را ترک نموده، به خدمت عرفا مشغول و از یاد غیر معزول، به زیارت مکّهٔ معظمه رفته و پس از مراجعت در تبریز توطن گرفته. مدتها مجمعش مرجع عرفاء و فضلا بود و جمعی کثیر را تربیت نمود. عاقبت توقتیمش خان ترک به تبریز آمد. شیخ را به همراه خود به سرای ترکستان برد. او بعد از چهار سال، دیگرباره به تبریز مراجعت نمود. سلطان حسین ابن اویس جلایر در تبریز به جهت او منزلی نیکو ترتیب داد و شیخ به عبادت مشغول شد. میران شاه بن تیمور به دیدن وی رفت و در اثنای سیر باغچهٔ او میوه‌ای از آن باغ خورده هزار دینار قرض شیخ را داد. وفاتش در تبریز در سنهٔ ۷۹۲ و بعضی در سنهٔ ۸۰۳ گفته‌اند. این اشعار از اوست:
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۴۴ - دلم زینسان که زار و مبتلا شد
دلم زینسان که زار و مبتلا شد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۰۱ - گر یار نه آنچنان نماید که بود
گر یار نه آنچنان نماید که بود
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۵۱ - هزار رنگ بلا در خمار میخواری است
هزار رنگ بلا در خمار میخواری است
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۰۶ - چشمم که سرشک لاله‌گون آید ازو
چشمم که سرشک لاله‌گون آید ازو
اثیر اخسیکتی : مفردات
شماره ۲ - در انتظار عراقی لطایف خوش تو
در انتظار عراقی لطایف خوش تو
اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۲۲ - تا گرد بهانه خواجه تا کی گردی
تا گرد بهانه خواجه تا کی گردی
نسیمی : رباعیات
شماره ۳۵ - از خاک و ز آب آدم و بود و وجود
از خاک و ز آب آدم و بود و وجود
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۹ - یاد نمک صحبتت ای مهر گسل
یاد نمک صحبتت ای مهر گسل
میرزا حبیب خراسانی : قصاید
شماره ۱۹ - مگر برادر دیرین بنده خواجه کمالی
مگر برادر دیرین بنده خواجه کمالی
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۵۲ - بر باد اگر تو عشق شهوت دانی
بر باد اگر تو عشق شهوت دانی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۸ - از پرسش دوستان قدم باز مگیر
از پرسش دوستان قدم باز مگیر
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۹۷ - آن روز که ره بشادی و غم بستیم
آن روز که ره بشادی و غم بستیم
فضولی : مقطعات
شماره ۱۸ - مردم این دیار را با من
مردم این دیار را با من
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۱۳ - آخر این تیره شب هجر به پایان آید
آخر این تیره شب هجر به پایان آید
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۷ - در مدح ملک تمغاج خان
مرا خدای بمدح خدایگان گفتن
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۵ - در حضرت توحید پس و پیش مدان
در حضرت توحید پس و پیش مدان
یغمای جندقی : بخش سوم
شمارهٔ ۵ - به میرزا احمد صفائی نگاشته
احمد، حاجی اسمعیل بیک تهرانی اشعار مرا جمع کرده، تخمین دو سه هزار بیت مزخرف و لاغ و سردو خام، چیزهای غریب مال مردم به نام من بیچاره در آن دفتر نگاشته. بارها عرض کردم پنجاه تومان به رسم نیاز می دهم که منحولات لاطایل را بیرون کنی. پنداشت که این درخواه از روی فروتنی است، در نپذیرفت و این بیچاره رسوا و زشت نام خواهد شد. ترا به خدائی که پرستشگاه تست به کاغذ و پیام و عجز و لابه و التماس و در خواست او را راضی کن و ملحقات را که بر اصل می چربد باز پرداز. جز سرداریه و چند طغرا نگارش پارسی و غزلی چند که سبک بیان گواهی دهد تتمه معیوب و مخلوط است. این پیر ناتوان را در حیات و ممات از چنگ فضیحت باز خر، و اگر انکار کند مزخرفات و ملحقات را در جزو دفتر احمد ثبت نمای. زیرا که در اشعار احمدا جز قافیه و سجع هیچ ملاحظه براعت و شیوائی و بلاغت و زیبائی نیست.