نویسنده از جمعآوری اشعارش توسط حاجی اسمعیل بیک تهرانی شکایت دارد و معتقد است که بسیاری از اشعار منسوب به او، ضعیف، ناپخته و نامرتبط هستند. او بارها از حاجی اسمعیل خواسته تا این اشعار را حذف کند، اما او نپذیرفته است. نویسنده از فرد دیگری میخواهد تا با پیام و التماس، حاجی اسممیل را متقاعد کند تا تنها اشعار معتبر و زیبای او را منتشر کند و از انتشار اشعار ضعیف خودداری نماید. او همچنین اشاره میکند که نسخههای دیگری از اشعارش نزد افراد مختلف وجود دارد و درخواست میکند که همهی اشعارش، چه خوب و چه بد، جمعآوری و به حاجی اسمعیل داده شود تا از بدنامی بیشتر جلوگیری شود.
متن حاوی مفاهیم پیچیدهی ادبی و اجتماعی است و درک کامل آن نیاز به آشنایی با مسائل فرهنگی و ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، لحن متن گاهی ناامیدانه و همراه با شکایت است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شمارهٔ ۵ - به میرزا احمد صفائی نگاشته
اگر فرزندی اسمعیل در انجام این کار نظری می گماشت من به کلی از قید هزار رسوائی می رستم. اینها کار مرد سخن شناس است. او و تو وابراهیم مهما امکن جهد کنید که مسکین پدر شما به شاخچه بندی این تخمه مزخرفات آلوده نماند.در آفرینش های پارسی پیکر برخی شعرها آورده طبع خاکسار منظوم و مکتوب است. به قدر دو هزار بیت در بیاض خسرو بیک یاور است، تخمین چهار هزار بیت پیش ابراهیم دستان است. نزد آقا سید حسن نقیب و میرزا احمد طبیب و آقا محمد علی پسر آقا زین العابدین خراسانی نیز به قدر دو هزار بیت کما بیش است. اشعار مرا زشت یا زیبا هر چه هست بیرون بنویسید و نسخه ای به حاجی اسمعیل بدهید. وقتی نوآموزان را به کارنامه نگاری خواهد خورد، داد از بدنامی، فریاد از رسوائی.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.