خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از روزی سخن میگوید که راه شادی و غم بسته شد و در آغوش نامحرم و محرم قرار گرفت. با بیپاسخ ماندن فریادها، سکوت اختیار کرد و نتوانست فریادرسی بیابد، بنابراین دم فروبست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند اندوه و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹۷ - آن روز که ره بشادی و غم بستیم
آن روز که ره بشادی و غم بستیم
در بر رخ نامحرم و محرم بستیم ۱
فریاد اثر نداشت گشتم خاموش
فریادرسی نیافتم دم بستیم ۲
در بر رخ نامحرم و محرم بستیم ۱
فریاد اثر نداشت گشتم خاموش
فریادرسی نیافتم دم بستیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - ما خاک بسر ز بی حسابی شده ایم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - ما دایره کثرت و قلت هستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.