خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و سودا به معشوق سخن می‌گوید و از درد هجران و پریشانی حال خود می‌نالد. او جان خود را فدای عشق می‌کند و از اشک‌ها و فغان‌هایش به عنوان تسکین درد یاد می‌کند. در نهایت، شاعر از دادن دل به معشوق و عواقب آن سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و احساسات شدید ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۷۷ - نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم

نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
عاشقم وز بهر سودای چنین جان می دهم ۱

ای که از حال من آشفته می‌پرسی، مپرس
کز پریشانی خبرهای پریشان می دهم ۲

پیش آن لب، زار می‌میرم، زهی حسرت! که من
تشنه لب جان بر کنار آب حیران می دهم ۳

این چنین کز چشم من هر گوشه می‌بارد سرشک
عاقبت از گریه مردم را به توفان می دهم ۴

دور ازو، هجران، اگر قصد هلاک من کند
عمر خود می‌بخشم و جان را به هجران می دهم ۵

هر که روزی دل به خوبان داد، آخر جان دهد
وای جان من! که آخر دل به ایشان می دهم ۶

در غم هجران، هلالی، از فغان منعم مکن
زانکه من تسکین درد خود به افغان می دهم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۶ - ای که از خوبان مراد ما تویی مقصود هم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸ - خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.