خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج عشق و جدایی مینالد و آرزوی رهایی از این غمها را دارد. او به مجنون اشاره میکند و امیدوار است که مانند او از این داغ جگرسوز رها شود. شاعر از معشوق میخواهد که با کرم خود او را از جور و ستم نجات دهد و در پایان، برای فرار از غم درون، به باده پناه میبرد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مصرف باده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۷۸ - خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
به مراد دل ازین درد و الم باز رهم ۱
رفت مجنون و ازین داغ جگر سوز برست
می روم تا من دلسوخته هم باز رهم ۲
نیست امکان خلاصی ز تو در ملک وجود
مگر از قید تو در کوی عدم باز رهم ۳
از تو بر من ستم و جور خلاف کرمست
کرمی کن، که ازین جور و ستم باز رهم ۴
جان ز غم سوخت، هلالی، قدح باده کجاست؟
تا ازین سوز درون یک دو سه دم باز رهم ۵
به مراد دل ازین درد و الم باز رهم ۱
رفت مجنون و ازین داغ جگر سوز برست
می روم تا من دلسوخته هم باز رهم ۲
نیست امکان خلاصی ز تو در ملک وجود
مگر از قید تو در کوی عدم باز رهم ۳
از تو بر من ستم و جور خلاف کرمست
کرمی کن، که ازین جور و ستم باز رهم ۴
جان ز غم سوخت، هلالی، قدح باده کجاست؟
تا ازین سوز درون یک دو سه دم باز رهم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - به حمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.