کوهی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - ترک عشق رخ زیبا پسران نتوان کرد
ترک عشق رخ زیبا پسران نتوان کرد شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیده ۲۲ - گفتیم خدای هر دو عالم
گفتیم خدای هر دو عالم نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت خودسازى رهبران و مديران
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ مفاتیح الجنان : مناجات
مناجات خائفین
المناجاة الثالثة: مناجاة الخائفین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۹۵ - آفتابی تافته بر آینه
آفتابی تافته بر آینه ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۸۰ - ای ماه سروقامت و ای سرو ماه روی
ای ماه سروقامت و ای سرو ماه روی غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۲۹ - فضیلت رجا
بدان که عبادت خدای تعالی بر امید کرم و فضل نیکوتر از عبادت بر هراس از عقوبت که از امید محبت خیزد و هیچ مقام از مقام محبت فراتر نیست و از خوف بیم و نفرت بود. و برای این گفت رسول (ص)، «لا تموتن احدکم الا و هو حسن الظن بربه. هیچ کس مباد که بمیرد و به خدای تعالی نیکو گمان نبرد». و گفت، «خدای تعالی می گوید: من آنجایم که بنده ام گمان برد. هر گمان که خواهی به من می بر». و رسول (ص) یکی را گفت در وقت جان کندن که خویشتن را چگونه می یابی؟ گفت، «چنان که از گناهان خویش می ترسم و به رحمت وی امید می دارم». گفت، «در دل هیچ کس این جمع نشود که نه حق تعالی وی را ایمن کند از آنچه می ترسد و بدهد آنچه بخواهد». ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۱۴۸ - نکوهش احزاب سیاسی
احزاب فتاده اند در خط جنون مولوی : رباعیات
رباعی ۴۲۰ - من کوهم و قال من صدای یار است
من کوهم و قال من صدای یار است طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۳۴ - قدم بیرون منه از عالم آب
قدم بیرون منه از عالم آب بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۶۳ - رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف
رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۶ - بسپهر بر شده ما ز عشق و طلب کنی تو ز مالشان
بسپهر بر شده ما ز عشق و طلب کنی تو ز مالشان سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۷۴ - چون سخنگویی از آن لب لطف باری ای پسر
چون سخنگویی از آن لب لطف باری ای پسر قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۹ - در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
در راه تا رود ز من آن نازنین جدا جامی : دفتر اول
بخش ۱۱۱ - سؤال و جواب راهب
راهبی راه بی غبار گرفت اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۲۱ - بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب سعیدا : غزلیات
شماره ۱۷۱ - لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست
لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۱ - من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را
من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۱۰ - چون سرو در مقام رضا ایستادهام
چون سرو در مقام رضا ایستادهام مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره
اِمْرَءُ الْقَیْس از ممالک خُشکْلَب
شماره ۱۰۱ - ترک عشق رخ زیبا پسران نتوان کرد
ترک عشق رخ زیبا پسران نتوان کرد شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیده ۲۲ - گفتیم خدای هر دو عالم
گفتیم خدای هر دو عالم نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت خودسازى رهبران و مديران
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ مفاتیح الجنان : مناجات
مناجات خائفین
المناجاة الثالثة: مناجاة الخائفین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۹۵ - آفتابی تافته بر آینه
آفتابی تافته بر آینه ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۸۰ - ای ماه سروقامت و ای سرو ماه روی
ای ماه سروقامت و ای سرو ماه روی غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۲۹ - فضیلت رجا
بدان که عبادت خدای تعالی بر امید کرم و فضل نیکوتر از عبادت بر هراس از عقوبت که از امید محبت خیزد و هیچ مقام از مقام محبت فراتر نیست و از خوف بیم و نفرت بود. و برای این گفت رسول (ص)، «لا تموتن احدکم الا و هو حسن الظن بربه. هیچ کس مباد که بمیرد و به خدای تعالی نیکو گمان نبرد». و گفت، «خدای تعالی می گوید: من آنجایم که بنده ام گمان برد. هر گمان که خواهی به من می بر». و رسول (ص) یکی را گفت در وقت جان کندن که خویشتن را چگونه می یابی؟ گفت، «چنان که از گناهان خویش می ترسم و به رحمت وی امید می دارم». گفت، «در دل هیچ کس این جمع نشود که نه حق تعالی وی را ایمن کند از آنچه می ترسد و بدهد آنچه بخواهد». ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۱۴۸ - نکوهش احزاب سیاسی
احزاب فتاده اند در خط جنون مولوی : رباعیات
رباعی ۴۲۰ - من کوهم و قال من صدای یار است
من کوهم و قال من صدای یار است طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۳۴ - قدم بیرون منه از عالم آب
قدم بیرون منه از عالم آب بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۶۳ - رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف
رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۶ - بسپهر بر شده ما ز عشق و طلب کنی تو ز مالشان
بسپهر بر شده ما ز عشق و طلب کنی تو ز مالشان سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۷۴ - چون سخنگویی از آن لب لطف باری ای پسر
چون سخنگویی از آن لب لطف باری ای پسر قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۹ - در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
در راه تا رود ز من آن نازنین جدا جامی : دفتر اول
بخش ۱۱۱ - سؤال و جواب راهب
راهبی راه بی غبار گرفت اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۲۱ - بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب
بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب سعیدا : غزلیات
شماره ۱۷۱ - لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست
لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۱ - من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را
من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۱۰ - چون سرو در مقام رضا ایستادهام
چون سرو در مقام رضا ایستادهام مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره
اِمْرَءُ الْقَیْس از ممالک خُشکْلَب