ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۷۲ - دانی که چها چها چها می خواهم
دانی که چها چها چها می خواهم
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۱۹ - به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۸۳ - اگر از خال لب مهر دهان من نخواهی شد
اگر از خال لب مهر دهان من نخواهی شد
عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۲۹ - هر که را رهبری کلاغ کند
هر که را رهبری کلاغ کند
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۱۶ - نیست جز پای خم امروز درین وحشتگاه
نیست جز پای خم امروز درین وحشتگاه
خیام : گردش دوران [۵۶-۳۵]
رباعی ۴۶
از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز،
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۰۷ - لبهای خشک، موجه عمان تشنگی است
لبهای خشک، موجه عمان تشنگی است
عارف قزوینی : تصنیفها
شماره ۲۰ - امشب از آسیا، اروپا رفتی
امشب از آسیا، اروپا رفتی
مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۸۸ - از بخت همیشه سرنگونم
از بخت همیشه سرنگونم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۷۸ - در کوی جان به قطع مراحل نمی رسیم
در کوی جان به قطع مراحل نمی رسیم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۲۱ - ندامت بود بار مطلوب خشک
ندامت بود بار مطلوب خشک
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۴ - زان پیش که طاق چرخ اعلا زده‌اند
زان پیش که طاق چرخ اعلا زده‌اند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۰۵ - غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۵۹ - نیست چون صاحبدلی تاگویم ازاسرار حرف
نیست چون صاحبدلی تاگویم ازاسرار حرف
اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۵۴ - گفتم طربی به صد دل و دین بخرم
گفتم طربی به صد دل و دین بخرم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۱۷ - در بحر خیال غرقهٔ گردابم
در بحر خیال غرقهٔ گردابم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۰ - نظر کن در ترازو داری آن خورشید تابان را
نظر کن در ترازو داری آن خورشید تابان را
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۱۱ - بر مهلت زمانهٔ دون اعتماد نیست
بر مهلت زمانهٔ دون اعتماد نیست
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۱۰ - گر تو را گویم که عاشق نیستم
گر تو را گویم که عاشق نیستم
مفاتیح الجنان : اعمال ماه محرم
اعمال روز دهم، روز عاشورا
روز شهادت سیدالشهداء و روز مصیبت و حزن ائمه طاهرین و شیعیان ایشان است و در این روز سزاوار است شیعیان مشغول کاری از کارهای دنیا نگردند و برای خانه خود چیزی ذخیره نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و عزاداری حضرت امام حسین(علیه السلام) را بر پا کنند و اشتغال به ماتم داشته باشند به صورتی که در ماتم عزیزترین اولاد و اقوام خود اشتغال می ورزند و آن حضرت را به «زیارت عاشورا» که پس از این در باب زیارات بیاید، زیارت کنند و در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت بکوشند و یکدیگر را در مصیبت آن وجود مقدّس به این جملات تعزیت گویند: