صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۱۰ - شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
احمد شاملو : هوای تازه
دیدار واپسین
باران کُنَد ز لوحِ زمین نقشِ اشک پاک
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۱۲ - نیک و بد را به لطف خود بنواز
نیک و بد را به لطف خود بنواز
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۵ - چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۴ - مردکز عیب خویش بیخبرست
مردکز عیب خویش بیخبرست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١۶۴ - مردمان با یکدیگر دائم نزاعی میکنند
مردمان با یکدیگر دائم نزاعی میکنند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۲ - ای صبا، بوسه زن ز من در او را
ای صبا، بوسه زن ز من در او را
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۵۷ - عمریست که از خلوته در میکده مسئوریم
عمریست که از خلوتگه در میکده مستوریم
غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۹ - آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۶۱ - بیدست و پا به خاک ادب نقش بسته‌ام
بیدست و پا به خاک ادب نقش بسته‌ام
مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۷۹ - بیامدیم دگربار سوی مولایی
بیامدیم دِگَربار سویِ مولایی
عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۶۴ - هرچه یابی وزان فرومولی
هرچه یابی وزان فرومولی
ایرج میرزا : مثنوی ها
عارف نامه
شنیدم من که عارف جانم آمد
کمال‌الدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۱۷ - و قال
هیچ صحبت مباد با عامت
نظامی عروضی : مقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین دارد
بخش ۹ - حکایت هشت - گورخان و خواجه احمد و اتمتکین
گور خان خطائی بدر سمرقند با سلطان عالم سنجر بن ملکشاه مصاف کرد و لشکر اسلام را چنان چشم زخمی افتاد که نتوان گفت و ماوراءالنهر او را مسلم شد بعد از کشتن امام مشرق حسام الدین انار الله برهانه و وسع علیه رضوانه پس گور خان بخارا را به اتمتیکین داد پسر امیر بیابانی برادرزادهٔ خوارزمشاه اتسز و در وقت بازگشتن او را بخواجهٔ امام تاج الاسلام احمد بن عبدالعزیز سپرد که امام بخارا بود و پسر برهان تا هر چه کند با اشارت او کند و بی امر او هیچ کاری نکند و هیچ حرکت بی حضور او نکند و گور خان بازگشت و به برسخان بازرفت و عدل او را اندازهٔ نبود و نفاذ امر او را حدی نه و الحق حقیقت پادشاهی ازین دو بیش نیست اتمتکین چون میدان تنها یافت دست بظلم برد و از بخارا استخراج کردن گرفت بخاریان تنی چند بودند سوی برسخان رفتند و تظلم کردند گور خان چون بشنید نامهٔ نوشت سوی اتمتکین بر طریق اهل اسلام بسم الله الرحمن الرحیم اتمتکین بداند که میان ما اگر چه مسافت دور است رضا و سخط ما بدو نزدیک است اتمتکین آن کند که احمد فرماید و احمد آن فرماید که محمد فرموده است و السلام، بار ها این تأمل رفته است و این تفکر کرده‌ایم هزار مجلد شرح این نامه است بلکه زیادت و مجملش بغایت هویدا و روشن است و محتاج شرح نیست و من مثل این کم دیده‌ام.
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۵۷ - در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۵۰۵ - هرکه از عشق در طرب نبود
هرکه از عشق در طرب نبود
عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۶۳ - چون بادیهٔ عشق، مرا پیش آمد
چون بادیهٔ عشق، مرا پیش آمد
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۲۹ - چون سرانگشت آن نگارین دید
چون سرانگشت آن نگارین دید
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۳۸ - هزار حیف که در بوستان رعنایی
هزار حیف که در بوستان رعنایی