خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و مستی معنوی، دوری از ریا و زهد ظاهری، و اشتیاق به معشوق الهی سخن میگوید. او خود و دیگر رندان را از زاهدان مغرور دور میداند و به جای بهشت و حور، به روی معشوق دلخوش است. شاعر همچنین از گمنامی در عشق و مشهور بودن به مهر معشوق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۵۷ - عمریست که از خلوته در میکده مسئوریم
عمریست که از خلوتگه در میکده مستوریم
شب مست و سحر گاهان چون چشم تو مخموریم ۱
کس بوی ریا نشنید از خرقه ما رندان
چون دور به صد فرسنگ از زاهد مغروریم ۲
پی برده بکوی تو تا بافت بوی تو
آسوده به روی تو از جنت و از حوریم ۳
حیران جمال نو ما سوختگان یک یک
پروانه آن شمعیم مستغرق آن نوریم ۴
ای جان گرانمایه تو نوری و ما سایه
با ما چو تو نزدیکی ما از تو چرا دوریم ۵
تا درد دلی گوئیم کو با تو مجال آن
فریاد که نتوانیم دربابه که رنجوریم ۶
گویند کمال از عشق شد شهره به گمنامی
چون ذره گمیم اما با مهر تو مشهوریم ۷
شب مست و سحر گاهان چون چشم تو مخموریم ۱
کس بوی ریا نشنید از خرقه ما رندان
چون دور به صد فرسنگ از زاهد مغروریم ۲
پی برده بکوی تو تا بافت بوی تو
آسوده به روی تو از جنت و از حوریم ۳
حیران جمال نو ما سوختگان یک یک
پروانه آن شمعیم مستغرق آن نوریم ۴
ای جان گرانمایه تو نوری و ما سایه
با ما چو تو نزدیکی ما از تو چرا دوریم ۵
تا درد دلی گوئیم کو با تو مجال آن
فریاد که نتوانیم دربابه که رنجوریم ۶
گویند کمال از عشق شد شهره به گمنامی
چون ذره گمیم اما با مهر تو مشهوریم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۶ - عمریست کز دیار تو محروم مانده ایم
گوهر بعدی:شماره ۷۵۸ - عید می آید و وقتست که در مه نگریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.