خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از صائب تبریزی است که با استفاده از استعارهها و تمثیلهای مختلف، بر بیثباتی و ناپایداری دنیا و ناامیدی از وابستگی به امور فانی تأکید میکند. شاعر از پیوند زدن به چوب خشک (امور بیثمر)، دل بستن به محبوب خشک (عشق بیحاصل)، و زهد ریاکارانه انتقاد میکند و به جای آن، روی آوردن به امور ثمربخش و حقیقی را توصیه مینماید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۲۲۱ - ندامت بود بار مطلوب خشک
ندامت بود بار مطلوب خشک
مپیوند زنهار با چوب خشک ۱
به نخل ثمردار پیوند کن
مده دل چو قمری به محبوب خشک ۲
مزن با خط سبز چین بر جبین
که سوهان روح است مکتوب خشک ۳
مگر بوی یوسف به کنعان گذشت؟
که چون سرو شد تازه یعقوب خشک ۴
به اهل خرابات مفروش زهد
که آتش فتد زود در چوب خشک ۵
بود زاهد ژاژخا را کلام
چو گردی که خیزد ز جاروب خشک ۶
ز آیینه سیراب نتوان شدن
گذشتیم صائب ز مطلوب خشک ۷
مپیوند زنهار با چوب خشک ۱
به نخل ثمردار پیوند کن
مده دل چو قمری به محبوب خشک ۲
مزن با خط سبز چین بر جبین
که سوهان روح است مکتوب خشک ۳
مگر بوی یوسف به کنعان گذشت؟
که چون سرو شد تازه یعقوب خشک ۴
به اهل خرابات مفروش زهد
که آتش فتد زود در چوب خشک ۵
بود زاهد ژاژخا را کلام
چو گردی که خیزد ز جاروب خشک ۶
ز آیینه سیراب نتوان شدن
گذشتیم صائب ز مطلوب خشک ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۲۰ - زلف تو نفس در جگر باد کند مشک
گوهر بعدی:غزل ۵۲۲۲ - جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.