خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او خود را به خون تپیده، غبار راه، شهید پرسش مژگان، و اسیر بیداد معشوق توصیف میکند و از تغافل و بیاعتنایی معشوق رنج میبرد. با این حال، حضور در سایه نگاه معشوق برایش بسنده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شماره ۷۱۹ - به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
به جان رسیده غباری ز خاک راه توام ۱
به تیغ تغافل نمی توان کشتن
شهید پرسش مژگان عذرخواه توام ۲
چه بخت اینکه گل گفتگو توام چید
همین بس است که در سایه نگاه توام ۳
قلم نرفته به آشفته بهار وفا
به حشر نامه سفید از خط سیاه توام ۴
اسیر باعث بیداد او نمی دانم
چه کرده ای تو که شرمنده گناه توام ۵
به جان رسیده غباری ز خاک راه توام ۱
به تیغ تغافل نمی توان کشتن
شهید پرسش مژگان عذرخواه توام ۲
چه بخت اینکه گل گفتگو توام چید
همین بس است که در سایه نگاه توام ۳
قلم نرفته به آشفته بهار وفا
به حشر نامه سفید از خط سیاه توام ۴
اسیر باعث بیداد او نمی دانم
چه کرده ای تو که شرمنده گناه توام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۸ - لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
گوهر بعدی:شماره ۷۲۰ - در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.