شاعر در این شعر به بیان عشق صادقانه و بیپرده خود میپردازد. او تأکید میکند که هرچند ممکن است گاهی ادعا کند عاشق نیست، اما در واقعیت عشقش آشکار و صادقانه است. شاعر خود را در غم معشوق، کمتر از وامق (نماد عاشقان) نمیداند و عشق خود را پس از مدتی پنهانکاری، آشکارا ابراز میکند. او همچنین معشوق را از لحاظ زیبایی برتر از عذرا میداند و خود را در میان عاشقان معشوق، برتر از بسیاری میپندارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از نمادهای ادبی مانند وامق و عذرا نیاز به سطحی از دانش ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۱۰ - گر تو را گویم که عاشق نیستم
یا ز جان یار موافق نیستم ۱
از منت باور مبادا این سخن
زانک در این قول صادق نیستم ۲
عاشقم، عاشق، به آواز بلند
پس که باشم من که عاشق نیستم؟ ۳
تو به حسن افزونی از عذرا و من
در غم تو کم ز وامق نیستم ۴
عشق تو یک چند می کردم نهان
زانکه دانستم که لایق نیستم ۵
آشکارا کردم اکنون راز خویش
وندرین دعوی منافق نیستم ۶
هر که در عالم تو را عاشق شدند
من به از چندین خلایق نیستم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.