امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۵۹ - در گریه خون عاشقی کو خان و مان راتر نهد
در گریه خون عاشقی کو خان و مان راتر نهد
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۲۹ - جانا چو به نیستی فتادم برهم
جانا چو به نیستی فتادم برهم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۶۷ - حجاب آسمان کی مانع ما می تواند شد؟
حجاب آسمان کی مانع ما می تواند شد؟
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۵ - گر دل بوفای تو هبا داشتمی
گر دل بوفای تو هبا داشتمی
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۹۱ - به یکی از دوستان نزدیک نگاشته
خداوندگارا خالی از خطر رخت سفر گشودیم احتمال مقاسات تعارفات مجالی به تفقد کار اسمعیل نداده ولی به قناعت زیسته است و از آغاز انجام نگریسته قرضی نیندوخته، مالش نیز نسوخته، نانی تا سر خرمن دارد، و از قلت مایه و کثرت تکلیف بستگان را در شیون جامه و جیره نقصان نیارد. چشم از ذخیره و پس افکند توان بست خدا را سپاس اگر همواره بر این نسق کار معاشق منسق ماند و امر هستی به رونق، سر پرچمه شیخی به کیوان رسانم و سلطنت را از چاردیوار درویشانه خویش ایوان سازم که بار محنت خود به که بار منت خلق.
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۸۹ - روزی دل من مرا نشان داد
روزی دل من مرا نشان داد
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۴۸ - خوابم ز خیال روی تو پشت بداد
خوابم ز خیال روی تو پشت بداد
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۷۳ - تو و حسن و کامرنی من و عشق و نامرادی
تو و حسن و کامرنی من و عشق و نامرادی
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۵۵ - تو را عشق اگر رهنمایی کند
تو را عشق اگر رهنمایی کند
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۳۸ - به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی
به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی
بابافغانی : غزلیات
شماره ۷۶ - باران و موج آب و می و روز عشرتست
باران و موج آب و می و روز عشرتست
مولوی : غزلیات
غزل ۵۱۱ - همچو گل سرخ برو دست دست
هَمچو گُلِ سُرخ بُرو دستْ دست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۴۹ - هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت
هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۰۹ - ای چشم بد را برقعی بر روی ماه آویخته
ای چشم بد را برقعی بر روی ماه آویخته
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۹۵ - هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۴۲ - ابواسحق ابراهیم بن احمد الخوّاص
از ایشان بود ابواسحق ابراهیم بن احمدالخوّاص رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیْه از اقران جنید و آن نوری بود و او را اندر توکّل و ریاضتها حظّ فراوان بود، وفاة وی اندر سنه احدی و تسعین و مأتین بود بشهر ری و علّت شکم داشت و هرگاه که برخاستی بدان علّت طهارة کردی و فرا مسجد شدی و دو رکعت نماز گزاردی و یکبار اندر میان آب شد و فرمان یافت هم آنجا رَحِمَهُ اللّهُ.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۲۴ - خوش عشرت است دمبدم از غم‌گریستن
خوش عشرت است دمبدم از غم‌گریستن
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۹۹ - نیز در مدح اتسز خوارزمشاه
همه کار گیتی بود برقرار
انوری : مقطعات
شماره ۴۱۴ - شب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده
شب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۱۵ - ثبتوا اقدامکم ای سالکان
ثبتوا اقدامکم ای سالکان