شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۲۲ - محب آل محمد چو بایزید بود
محب آل محمد چو بایزید بود
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۶۶ - درست سازد اگر شیشه شیشه گر شکند
درست سازد اگر شیشه شیشه گر شکند
عطار نیشابوری : باب بیست و ششم: در صفت گریستن
شماره ۴۶ - گرچه غمم از گریستن بیرونست
گرچه غمم از گریستن بیرونست
میرداماد : اشعار عربی
شمارهٔ ۸ - : یا قوم هواکم بصدری نزلا
یا قوم هواکم بصدری نزلا
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۲۱ - جز در پناه وصل و دل استوار دوست
جز در پناه وصل و دل استوار دوست
امیر معزی : رباعیات
شماره ۶۴ - ایزد که بنای دولتت عالی کرد
ایزد که بنای دولتت عالی کرد
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - زین فتح‌ که‌ کرد شاه در کشور چین
زین فتح‌ که‌ کرد شاه در کشور چین
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۶۴ - دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
ازرقی هروی : قصاید
شماره ۶۴ - ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتری
ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتری
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۲ - ماییم و وجودی ز عدم ناخوشتر
ماییم و وجودی ز عدم ناخوشتر
سلیم تهرانی : قطعات
شمارهٔ ۳۶ - هزل
امشب شده دلبری دچارم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۶۰ - تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد
تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۸۲ - ماه عیانست روی یار چه گویم؟
ماه عیانست روی یار چه گویم؟
نظامی عروضی : مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر
بخش ۲ - در ناگزیری بقای اسم پادشاه از شاعران نیکو
پس پادشاه را از شاعر نیک چاره نیست که بقاء اسم او را ترتیب کند و ذکر او در دواوین و دفاتر مثبت گرداند زیرا که چون پادشاه بامری که ناگزیر است مأمور شود از لشکر و گنج و خزینهٔ او آثار نماند و نام او بسبب شعر شاعران جاوید بماند، شریف مجلدی گرگانی گوید:
امیر معزی : رباعیات
شماره ۷ - مهرست ظفر نگین فرمان تو را
مهرست ظفر نگین فرمان تو را
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۴۴ - جواب مجیر بیلقانی
هجو میگوئی ای مجیرک هان
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۱ - بیدار کن طرب را، بر من بزن تو خود را
بیدار کُن طَرَب را، بر من بِزَن تو خود را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۹۰ - ساده لوحانی که رو در کنج عزلت کرده اند
ساده لوحانی که رو در کنج عزلت کرده اند
امیر معزی : غزلیات
شماره ۲۲ - جز تو مرا یار و غمگسار نشاید
جز تو مرا یار و غمگسار نشاید
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۱۴ - ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
ز من نبوده فغانی که دوش می کردم