خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر درباره عشق ناکام و درد فراق است. شاعر از یادآوری معشوق، ناامیدی از رسیدن به آرزوهای دستنیافتنی، و رنج دلشکستگی سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق ناکام و اندوه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۵۰۰ - پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
عکس رخسار تو در آینهٔ یادم بود ۱
هست دل در طلب هر چه میسر نبود
آنچه از دیده نهان بود پریزادم بود ۲
همچو برگی که زگل بر سر خاری ریزد
دور ازو بر مژه لخت دل ناشادم بود ۳
صید دل شکر که منت کش صیاد نشد
موج خوناب جگر خنجر فولادم بود ۴
لب فرو بستنش امروز ز اندیشهٔ غیر
سیر آهنگ تر از شوخی فریادم بود ۵
عکس رخسار تو در آینهٔ یادم بود ۱
هست دل در طلب هر چه میسر نبود
آنچه از دیده نهان بود پریزادم بود ۲
همچو برگی که زگل بر سر خاری ریزد
دور ازو بر مژه لخت دل ناشادم بود ۳
صید دل شکر که منت کش صیاد نشد
موج خوناب جگر خنجر فولادم بود ۴
لب فرو بستنش امروز ز اندیشهٔ غیر
سیر آهنگ تر از شوخی فریادم بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - عیب نخوت در لباس فقر عریان تر شود
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - دل مرا در پیری از قهر الهی می تپد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.