مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۹۵ - ای بیتو حرام زندگانی ای جان
ای بیتو حرام زندگانی ای جان هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۹۱ - بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح
بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۶۲ - چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
چو برقع از رخ زیبای خود براندازی جامی : دفتر اول
بخش ۹۱ - در بیان معنی اسم الله
هر تعین که گشت لا حق ذات نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۸۰ - ای جمالت مطلع انوار فیض
ای جمالت مطلع انوار فیض جامی : دفتر سوم
بخش ۱۷ - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می خورد و اظهار تلهف می کرد
بر در بارگاه یا سر راه ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۷۸ - گیرم که زبان به ناله نگشایم
گیرم که زبان به ناله نگشایم احمد شاملو : هوای تازه
سفر
در قرمزِ غروب، جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۲ - بی درد بر کنار مریز آب دیده را
بی درد بر کنار مریز آب دیده را حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶۰ - حاصلی که خرمن شد، نذر خوشه چین دارم
حاصلی که خرمن شد، نذر خوشه چین دارم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۳۲ - بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن نصرالله منشی : باب برزویه الطبیب
بخش ۵ - حکایت دزد نادان
هر طایفه ای را دیدم که در ترجیح دین و تفضیل مذهب خویش سخنی میگفتند و گرد تقبیح ملت خصم و نفی مخالفان میگشتند. بهیچ تاویل درد خویش را درمان نیافتم و روشن شد که پای سخن ایشان برهوا بود، و هیچیز نگشاد که ضمیر اهل خرد آن را قبول کردی. اندیشیدم که اگر پس از این چندین اختلاف رای بر متابعت این طایفه قرار دهم و قول اجنبی صاحب غرض را باور دارم همچون آن غافل و نادان باشم که: حافظ : غزلیات
غزل ۴۷۴ - هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی بلند اقبال : قطعات
شمارهٔ ۳۹ - قطعه
سیم خالص عیار هم گاهی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۵۵ - خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد
خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۴۶ - ای سست عقیده، سخت شادی دیگر
ای سست عقیده، سخت شادی دیگر رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۹ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا خوض نامى است که باطل را گویند، حق را نگویند، چنان که گفت: «وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ»، وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خاضُوا، «فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ». و اصل الخوض الدخول فى الشیء على تلوّث به، و قیل هو الخلط، و کل شىء خضته فقد خلطته، و منه خاض الماء بالعسل خلطه. و خوض در آیات آنست که پیغامبر را و قرآن را دروغ زن گیرند، و بدان استهزا کنند، و باطل شمرند. و این آن بود که کافران مکّه چون از مؤمنان قرآن میشنیدند آن را طعن میزدند و ناسزا میگفتند. سدى گفت: مشرکان با مؤمنان نمىنشستند، و در رسول خدا (ص) طعن میکردند، و ناسزا میگفتند. رب العالمین ایشان را از آن نهى کرد، گفت: یا محمد! چون مشرکان را بینى که در قرآن طعن کنند و ناسزا گویند، با ایشان منشین، و از ایشان روى گردان. و با مؤمنان همین گفت که: چون کافران در رسول (ص) طعن کنند و او را ناسزا گویند، با ایشان منشینید، و از ایشان روى بگردانید. «لا تقعدوا» معنى آنست که منشینید، و آن کس که نشسته بود، این با وى هم گویند، امّا «لا تجلس» زشت است درین موضع، که آن بر پاى ایستاده را گویند. فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۶۷ - حق ز رخت کرده ظهور ای صنم
حق ز رخت کرده ظهور ای صنم مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۴۱ - به خدا کسی نجنبد، چو تو تن زنی، نجنبی
به خدا کسی نَجُنبد، چو تو تَن زنی، نَجُنبی مولوی : دفتر اول
بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان
گفت نوح ای سَرکَشان منْ من نی اَم
رباعی ۱۳۹۵ - ای بیتو حرام زندگانی ای جان
ای بیتو حرام زندگانی ای جان هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۹۱ - بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح
بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۶۲ - چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
چو برقع از رخ زیبای خود براندازی جامی : دفتر اول
بخش ۹۱ - در بیان معنی اسم الله
هر تعین که گشت لا حق ذات نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۸۰ - ای جمالت مطلع انوار فیض
ای جمالت مطلع انوار فیض جامی : دفتر سوم
بخش ۱۷ - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می خورد و اظهار تلهف می کرد
بر در بارگاه یا سر راه ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۷۸ - گیرم که زبان به ناله نگشایم
گیرم که زبان به ناله نگشایم احمد شاملو : هوای تازه
سفر
در قرمزِ غروب، جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۲ - بی درد بر کنار مریز آب دیده را
بی درد بر کنار مریز آب دیده را حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶۰ - حاصلی که خرمن شد، نذر خوشه چین دارم
حاصلی که خرمن شد، نذر خوشه چین دارم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۳۲ - بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن نصرالله منشی : باب برزویه الطبیب
بخش ۵ - حکایت دزد نادان
هر طایفه ای را دیدم که در ترجیح دین و تفضیل مذهب خویش سخنی میگفتند و گرد تقبیح ملت خصم و نفی مخالفان میگشتند. بهیچ تاویل درد خویش را درمان نیافتم و روشن شد که پای سخن ایشان برهوا بود، و هیچیز نگشاد که ضمیر اهل خرد آن را قبول کردی. اندیشیدم که اگر پس از این چندین اختلاف رای بر متابعت این طایفه قرار دهم و قول اجنبی صاحب غرض را باور دارم همچون آن غافل و نادان باشم که: حافظ : غزلیات
غزل ۴۷۴ - هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی بلند اقبال : قطعات
شمارهٔ ۳۹ - قطعه
سیم خالص عیار هم گاهی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۵۵ - خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد
خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۴۶ - ای سست عقیده، سخت شادی دیگر
ای سست عقیده، سخت شادی دیگر رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۹ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا خوض نامى است که باطل را گویند، حق را نگویند، چنان که گفت: «وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ»، وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خاضُوا، «فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ». و اصل الخوض الدخول فى الشیء على تلوّث به، و قیل هو الخلط، و کل شىء خضته فقد خلطته، و منه خاض الماء بالعسل خلطه. و خوض در آیات آنست که پیغامبر را و قرآن را دروغ زن گیرند، و بدان استهزا کنند، و باطل شمرند. و این آن بود که کافران مکّه چون از مؤمنان قرآن میشنیدند آن را طعن میزدند و ناسزا میگفتند. سدى گفت: مشرکان با مؤمنان نمىنشستند، و در رسول خدا (ص) طعن میکردند، و ناسزا میگفتند. رب العالمین ایشان را از آن نهى کرد، گفت: یا محمد! چون مشرکان را بینى که در قرآن طعن کنند و ناسزا گویند، با ایشان منشین، و از ایشان روى گردان. و با مؤمنان همین گفت که: چون کافران در رسول (ص) طعن کنند و او را ناسزا گویند، با ایشان منشینید، و از ایشان روى بگردانید. «لا تقعدوا» معنى آنست که منشینید، و آن کس که نشسته بود، این با وى هم گویند، امّا «لا تجلس» زشت است درین موضع، که آن بر پاى ایستاده را گویند. فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۶۷ - حق ز رخت کرده ظهور ای صنم
حق ز رخت کرده ظهور ای صنم مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۴۱ - به خدا کسی نجنبد، چو تو تن زنی، نجنبی
به خدا کسی نَجُنبد، چو تو تَن زنی، نَجُنبی مولوی : دفتر اول
بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان
گفت نوح ای سَرکَشان منْ من نی اَم