امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۶۱ - ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو
ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو عطار نیشابوری : بیان وادی استغنا
بیان وادی استغنا
بعد ازین وادی استغنا بود شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۰۱ - ما حلقه به گوش می فروشیم
ما حلقه به گوش می فروشیم یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۷۱ - به میرزا حسن کاشی نگاشته
هنگامی که بیداد سر دارم در فراخای ایران دربدر داشت، و هر ماه و هفته پیدا ونهفته به مرزی دیگر پای فرسا و آسیمه سر، سالی فرمان آبشخورم رخت آرامش از ری به اصفهان افکند. در آن کشور به بوی بخشایش راهی می سپردم و به امید آسایش سال و ماهی می رفت. بزرگی دانشمند و رادی دستاربند از سامان سمنان که هم از گزند سرداری رخت درنگ در نینوا داشت و دست داوری از چنگ مرگ آهنگ او بر خدای، ناچارم بدیشان از کار پریشان نیاز پیک و پیام افتاد و ساز نامه و نام آمد. گزارش نامی از سردار ناگزر بود چون از تاب تیمارش دلی سوخته داشتم و روانی به آذر آزار افروخته خامه بر آن خاست تا ساز نکوهش و سردسرائی گیرد و بی پرده انداز دشنام و یاوه درائی. دانش پیش بین و هوش دنبال نگر دست فرا پیش داشت که نامه نه گفتاری است که به گفتن باد آید و از یاد شود. سال ها افسانه هر انجمن خواهد بود گوش گزار دوست و دشمن خواهد شد. دیر یا زود زیان خواهد رست، و به خامی و خودکامی جان در سر زبان خواهی کرد. دل از آن اندیشه باز آمد و یاری فرخ سروش دیو درون را سگالش دگرگون ساخت. بر جای ژاژخائی راز ستایش و سپاس راندم و فزون از خورد گنجائی دارای نوازش و شناخت و خداوند دید و داد ستودم، چنان افتاد که نامه من و رسید کاروان سمنان بدان دوست چون کردار و پاداش دوش به دوش آمد و نشست چاپار رهی در بزم وی با آن گروه انبوه گوش به گوش خاست، نوشته بر سر انجمن خوانده شد و پوشیده های نگارش بی پرده نیکخواه و بد اندیش را گوش زد و هوش سپار افتاد. مولوی : غزلیات
غزل ۷۵۰ - شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد
شاد شُد جانَم که چَشمَت وَعدهٔ اِحسانْ نَهاد نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۱۲ - مده بباد سر زلف عنبر آسارا
مده بباد سر زلف عنبر آسارا سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار قدسی مشهدی : ساقینامه
بخش ۸ - ز مردان بود شکر پیکان به جا
ز مردان بود شکر پیکان به جا مولوی : غزلیات
غزل ۷۴۸ - فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
فَخْرِ جُمله ساقیانی ساغَرَت در کار باد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۴۰ - ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
ترسم که پریشان شود از ناله غبارم مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۲۲ - الا میر خوبان، هلا تا نرنجی
اَلا میرِ خوبان، هَلا تا نَرَنجی نهج البلاغه : خطبه ها
راز تفاوت ها ميان انسان ها
و من كلام له عليهالسلام رَوَى ذِعْلَبٌ اَلْيَمَامِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ قُتَيْبَةَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مَالِكِ بْنِ دِحْيَةَ قَالَ كُنَّا عِنْدَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمنِيِنَ عليهالسلام وَ قَدْ ذُكِرَ عِنْدَهُ اِخْتِلاَفُ اَلنَّاسِ فَقَالَ انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحب
چهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۶۸ - هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
هرگز گله از دوست به محرم نفروشم عطار نیشابوری : باب بیست و ششم: در صفت گریستن
شماره ۱۳ - آن دل که نشان غمگساری میجست
آن دل که نشان غمگساری میجست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۴۳ - در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش عطار نیشابوری : بخش چهارم
الحكایة و التمثیل
دفن میکردند مردی را بخاک اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۷۴ - ظالم به قیامت اعتقادش نبود
ظالم به قیامت اعتقادش نبود اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۴۸ - در عشق دلی باید و جانی زنده
در عشق دلی باید و جانی زنده نظام قاری : فردیات
شماره ۴۱ - کتاب البسه را گفت دوستی که به چند
کتاب البسه را گفت دوستی که به چند
شماره ۱۶۶۱ - ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو
ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو عطار نیشابوری : بیان وادی استغنا
بیان وادی استغنا
بعد ازین وادی استغنا بود شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۰۱ - ما حلقه به گوش می فروشیم
ما حلقه به گوش می فروشیم یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۷۱ - به میرزا حسن کاشی نگاشته
هنگامی که بیداد سر دارم در فراخای ایران دربدر داشت، و هر ماه و هفته پیدا ونهفته به مرزی دیگر پای فرسا و آسیمه سر، سالی فرمان آبشخورم رخت آرامش از ری به اصفهان افکند. در آن کشور به بوی بخشایش راهی می سپردم و به امید آسایش سال و ماهی می رفت. بزرگی دانشمند و رادی دستاربند از سامان سمنان که هم از گزند سرداری رخت درنگ در نینوا داشت و دست داوری از چنگ مرگ آهنگ او بر خدای، ناچارم بدیشان از کار پریشان نیاز پیک و پیام افتاد و ساز نامه و نام آمد. گزارش نامی از سردار ناگزر بود چون از تاب تیمارش دلی سوخته داشتم و روانی به آذر آزار افروخته خامه بر آن خاست تا ساز نکوهش و سردسرائی گیرد و بی پرده انداز دشنام و یاوه درائی. دانش پیش بین و هوش دنبال نگر دست فرا پیش داشت که نامه نه گفتاری است که به گفتن باد آید و از یاد شود. سال ها افسانه هر انجمن خواهد بود گوش گزار دوست و دشمن خواهد شد. دیر یا زود زیان خواهد رست، و به خامی و خودکامی جان در سر زبان خواهی کرد. دل از آن اندیشه باز آمد و یاری فرخ سروش دیو درون را سگالش دگرگون ساخت. بر جای ژاژخائی راز ستایش و سپاس راندم و فزون از خورد گنجائی دارای نوازش و شناخت و خداوند دید و داد ستودم، چنان افتاد که نامه من و رسید کاروان سمنان بدان دوست چون کردار و پاداش دوش به دوش آمد و نشست چاپار رهی در بزم وی با آن گروه انبوه گوش به گوش خاست، نوشته بر سر انجمن خوانده شد و پوشیده های نگارش بی پرده نیکخواه و بد اندیش را گوش زد و هوش سپار افتاد. مولوی : غزلیات
غزل ۷۵۰ - شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد
شاد شُد جانَم که چَشمَت وَعدهٔ اِحسانْ نَهاد نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۱۲ - مده بباد سر زلف عنبر آسارا
مده بباد سر زلف عنبر آسارا سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار قدسی مشهدی : ساقینامه
بخش ۸ - ز مردان بود شکر پیکان به جا
ز مردان بود شکر پیکان به جا مولوی : غزلیات
غزل ۷۴۸ - فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
فَخْرِ جُمله ساقیانی ساغَرَت در کار باد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۴۰ - ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
ترسم که پریشان شود از ناله غبارم مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۲۲ - الا میر خوبان، هلا تا نرنجی
اَلا میرِ خوبان، هَلا تا نَرَنجی نهج البلاغه : خطبه ها
راز تفاوت ها ميان انسان ها
و من كلام له عليهالسلام رَوَى ذِعْلَبٌ اَلْيَمَامِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ قُتَيْبَةَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مَالِكِ بْنِ دِحْيَةَ قَالَ كُنَّا عِنْدَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمنِيِنَ عليهالسلام وَ قَدْ ذُكِرَ عِنْدَهُ اِخْتِلاَفُ اَلنَّاسِ فَقَالَ انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحب
چهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۶۸ - هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
هرگز گله از دوست به محرم نفروشم عطار نیشابوری : باب بیست و ششم: در صفت گریستن
شماره ۱۳ - آن دل که نشان غمگساری میجست
آن دل که نشان غمگساری میجست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۴۳ - در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش عطار نیشابوری : بخش چهارم
الحكایة و التمثیل
دفن میکردند مردی را بخاک اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۷۴ - ظالم به قیامت اعتقادش نبود
ظالم به قیامت اعتقادش نبود اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۴۸ - در عشق دلی باید و جانی زنده
در عشق دلی باید و جانی زنده نظام قاری : فردیات
شماره ۴۱ - کتاب البسه را گفت دوستی که به چند
کتاب البسه را گفت دوستی که به چند