خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که هرگز از دوست خود نزد دیگران شکایت نمیکند و رازهایش را فاش نمیسازد. او ترجیح میدهد با در و دیوار سخن بگوید تا اینکه غم خود را به دیگران منتقل کند. همچنین، او از فروختن دل ویران خود به هیچکس خودداری میکند و عشق را بالاتر از هر چیزی میداند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و مفاهیم شعری نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۶۸ - هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
گر مشتریم دوست شود هم نفروشم ۱
از شورش غم با در و دیوار به حرفم
رفت آن که به آسوده دلان غم نفروشم ۲
هرگز نگشایم در دکان غم دل
وانگه که دکان باز کنم کم نفروشم ۳
زان اهل نفاقم نپسندند که هرگز
قول غلط و فعل مسلم نفروشم ۴
عرفی دل آباد به یک جو نخرد عشق
من هم دل ویران به دو عالم نفروشم ۵
گر مشتریم دوست شود هم نفروشم ۱
از شورش غم با در و دیوار به حرفم
رفت آن که به آسوده دلان غم نفروشم ۲
هرگز نگشایم در دکان غم دل
وانگه که دکان باز کنم کم نفروشم ۳
زان اهل نفاقم نپسندند که هرگز
قول غلط و فعل مسلم نفروشم ۴
عرفی دل آباد به یک جو نخرد عشق
من هم دل ویران به دو عالم نفروشم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۷ - دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹ - ای ساقی بلا ز شراب تو سوختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.