سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۸۲ - چند در پرده دل باده گلنار زنیم
چند در پرده دل باده گلنار زنیم نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین
خوشا ملکا که ملک زندگانی است اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۳۸ - گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵۵ - ای روز برآ که ذرهها رقص کنند
ای روز برآ که ذرهها رقص کنند واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۷ - چو دست سائلان نبود گلی دامان وسعت را
چو دست سائلان نبود گلی دامان وسعت را قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۵ - گذشت فصل گل و رغبت چمن باقیست
گذشت فصل گل و رغبت چمن باقیست بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۹۳ - آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۹۸ - جانهای آرمیده ز مردم رمانترست
جانهای آرمیده ز مردم رمانترست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۳ - ریاض هستی ما سبز از می ناب است
ریاض هستی ما سبز از می ناب است ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۱۵ - امیر شهاب الدّوله، رضی اللّه عنه، چون از دامغان برفت، نامهها فرمود سوی سپاه سالار خراسان، غازی حاجب و سوی قضاة و اعیان و رئیس و عمّال که «وی آمد و چ
امیر شهاب الدّوله، رضی اللّه عنه، چون از دامغان برفت، نامهها فرمود سوی سپاه سالار خراسان، غازی حاجب و سوی قضاة و اعیان و رئیس و عمّال که «وی آمد و چنان باید که کارها ساخته باشند و حاجب غازی که اثری بدان نیکویی از وی ظاهر گشته است و خدمتی بدان تمامی کرده، ثمرتی سخت با نام خواهد یافت، باید که بخدمت آید با لشکرها، چه آنکه با وی بودند و چه آنکه به نوی فراز آورده است، همه آراسته با سلاح تمام . و دانسته آید که آن کسان را که به نوی اثبات کرده است، هم بر آن جمله که وی دیده است و کرده است، بداشته آید و نواخت و زیادتها باشد؛ و علفها که عمّال و رئیس را باید ساخت، دانیم که آماده است و اگر در چیزی خلل است، بزودی در باید یافت که آمدن ما سخت نزدیک است» چون نامهها دررسید باخیلتاش مسرع، حاجب غازی و دیگران کارها بجدتر پیش گرفتند و آنچه ناساخته بود، بتمامی بساختند و هر تکلّف که گمان گشت اهل سلاح بجای آوردند. باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۲۸ - دلم از دست خوبان گیج و ویجه
دلم از دست خوبان گیج و ویجه حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۶ - هند است و جهان به کام می باید اوا نیست
هند است و جهان به کام می باید اوا نیست ادیب صابر : قصاید
شماره ۷۸ - گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماه
گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماه وفایی شوشتری : رباعیات
شماره ۱۸ - در گلشن عمر ما بهاری نبود
در گلشن عمر ما بهاری نبود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۵۳ - ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد
ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۸۷ - چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۳۴ - از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷۸ - از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۱۳۴ - گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی
گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی
شماره ۱۵۶ - دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۸۲ - چند در پرده دل باده گلنار زنیم
چند در پرده دل باده گلنار زنیم نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین
خوشا ملکا که ملک زندگانی است اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۳۸ - گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵۵ - ای روز برآ که ذرهها رقص کنند
ای روز برآ که ذرهها رقص کنند واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۷ - چو دست سائلان نبود گلی دامان وسعت را
چو دست سائلان نبود گلی دامان وسعت را قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۵ - گذشت فصل گل و رغبت چمن باقیست
گذشت فصل گل و رغبت چمن باقیست بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۹۳ - آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۹۸ - جانهای آرمیده ز مردم رمانترست
جانهای آرمیده ز مردم رمانترست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۳ - ریاض هستی ما سبز از می ناب است
ریاض هستی ما سبز از می ناب است ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۱۵ - امیر شهاب الدّوله، رضی اللّه عنه، چون از دامغان برفت، نامهها فرمود سوی سپاه سالار خراسان، غازی حاجب و سوی قضاة و اعیان و رئیس و عمّال که «وی آمد و چ
امیر شهاب الدّوله، رضی اللّه عنه، چون از دامغان برفت، نامهها فرمود سوی سپاه سالار خراسان، غازی حاجب و سوی قضاة و اعیان و رئیس و عمّال که «وی آمد و چنان باید که کارها ساخته باشند و حاجب غازی که اثری بدان نیکویی از وی ظاهر گشته است و خدمتی بدان تمامی کرده، ثمرتی سخت با نام خواهد یافت، باید که بخدمت آید با لشکرها، چه آنکه با وی بودند و چه آنکه به نوی فراز آورده است، همه آراسته با سلاح تمام . و دانسته آید که آن کسان را که به نوی اثبات کرده است، هم بر آن جمله که وی دیده است و کرده است، بداشته آید و نواخت و زیادتها باشد؛ و علفها که عمّال و رئیس را باید ساخت، دانیم که آماده است و اگر در چیزی خلل است، بزودی در باید یافت که آمدن ما سخت نزدیک است» چون نامهها دررسید باخیلتاش مسرع، حاجب غازی و دیگران کارها بجدتر پیش گرفتند و آنچه ناساخته بود، بتمامی بساختند و هر تکلّف که گمان گشت اهل سلاح بجای آوردند. باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۲۸ - دلم از دست خوبان گیج و ویجه
دلم از دست خوبان گیج و ویجه حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۶ - هند است و جهان به کام می باید اوا نیست
هند است و جهان به کام می باید اوا نیست ادیب صابر : قصاید
شماره ۷۸ - گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماه
گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماه وفایی شوشتری : رباعیات
شماره ۱۸ - در گلشن عمر ما بهاری نبود
در گلشن عمر ما بهاری نبود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۵۳ - ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد
ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۸۷ - چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۳۴ - از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷۸ - از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۱۳۴ - گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی
گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی