خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از درد عشق، ناامیدی و امیدواری سخن میگوید. شاعر از عشق و لطف معشوق میگوید که گاه با بیلطفی و ستم همراه است، اما همچنان ارزشمند و نایاب است. او به صبر و امیدواری دعوت میکند، حتی اگر نشانهای از رسیدن به مقصود نباشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۲ - آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
در سلسله ی حسن تواش نام و نشان نیست ۱
بی لطفی ات از ترک ستم گشت یقینم
این تلخی جان دادنم از زهر کمان نیست ۲
در روز جزا دست شهیدان محبت
دستی است که گیرنده ی دامان و عنان نیست ۳
دل صاحب دردی است که در حالت شیون
با آه خراشیده دل ماتمیان نیست ۴
رنهار مخر گر همه سیلی بفروشند
آن گوهر نایاب که در هیچ دکان نیست ۵
نومید مشو عرفی و افکنده عنان باش
هر چند که از کعبه ی مقصود نشان نیست ۶
در سلسله ی حسن تواش نام و نشان نیست ۱
بی لطفی ات از ترک ستم گشت یقینم
این تلخی جان دادنم از زهر کمان نیست ۲
در روز جزا دست شهیدان محبت
دستی است که گیرنده ی دامان و عنان نیست ۳
دل صاحب دردی است که در حالت شیون
با آه خراشیده دل ماتمیان نیست ۴
رنهار مخر گر همه سیلی بفروشند
آن گوهر نایاب که در هیچ دکان نیست ۵
نومید مشو عرفی و افکنده عنان باش
هر چند که از کعبه ی مقصود نشان نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۱ - اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳ - دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.