خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساس تنهایی و بیاعتنایی به دنیای مادی است. شاعر از بیتوجهی به امور دنیوی و پریشانیهای خود سخن میگوید و تأکید میکند که به دنبال آرامش درونی است. او از عشق و باغچهی عشق یاد میکند و اشاره میکند که چشم دلش به ثمر تازهی دیگران نیست. در نهایت، شاعر از میکده و صومعه صحبت میکند و بیان میکند که در صومعه غم مخموری و خمیازهای وجود ندارد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند میکده و مخموری ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۴۱ - اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست
اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست
اجزای مرا نسبت شیرازه ی کس نیست ۱
سلمی طلبی چشم قدم شو که در این دشت
غماز جرس همره جمازه ی کس نیست ۲
ما شیونیان نغمه ندانیم که ما را
گوشی است که بربسته ی آوازه ی کس نیست ۳
ماییم و کهن برگ و بر باغچه ی عشق
چشم دل ما بر ثمر تازه ی کس نیست ۴
عرفی مرو از میکده در صومعه، کانجا
کس را غم مخموری و خمیازه ی کس نیست ۵
اجزای مرا نسبت شیرازه ی کس نیست ۱
سلمی طلبی چشم قدم شو که در این دشت
غماز جرس همره جمازه ی کس نیست ۲
ما شیونیان نغمه ندانیم که ما را
گوشی است که بربسته ی آوازه ی کس نیست ۳
ماییم و کهن برگ و بر باغچه ی عشق
چشم دل ما بر ثمر تازه ی کس نیست ۴
عرفی مرو از میکده در صومعه، کانجا
کس را غم مخموری و خمیازه ی کس نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۰ - آن فتنه ای که مرا از تو التماس نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲ - آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.