خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از معشوق خود میخواهد که از او روی برنگرداند و به او توجه کند. او خود را به طوطی در قفس، سگ قصاب و بیمار تشبیه میکند و از معشوق میخواهد که امید و توجه خود را از او دریغ نکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۷ - ای همایون نظر،از من نظری باز مگیر
ای همایون نظر،از من نظری باز مگیر
طوطیم در قفص از من شکری باز مگیر ۱
سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری
چون جگر می خورم از من چگری باز مگیر ۲
شب اومید مرا،روز دلفروز تویی
بنما روز و نسیم سحری باز مگیر ۳
پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر است
تو ز من پا به امید دگری باز مگیر ۴
ای به تو زنده من و زنده به تو جان ظهیر
تو ز بیمارگران گلشکری باز مگیر ۵
طوطیم در قفص از من شکری باز مگیر ۱
سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری
چون جگر می خورم از من چگری باز مگیر ۲
شب اومید مرا،روز دلفروز تویی
بنما روز و نسیم سحری باز مگیر ۳
پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر است
تو ز من پا به امید دگری باز مگیر ۴
ای به تو زنده من و زنده به تو جان ظهیر
تو ز بیمارگران گلشکری باز مگیر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - باز بر جانم فراقت پادشاهی می کند
گوهر بعدی:شماره ۸ - من که هرشب بی خیالت دیده در خون کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.