خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از اشکهای بیپایان خود میگوید و از تبدیل شدن آنها به سیل بیپایان ابراز نگرانی میکند. او از بارش ابر بهاری و قطرههای حیران آن یاد میکند که گویی در اشکهایش گم شدهاند.
محتوا از لحاظ عاطفی سنگین است و درک عمیقتر احساسات و استعارههای شعری نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، مضامین غم و اندوه ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۸۴ - ندارد انتها باران اشکم
ندارد انتها باران اشکم
بترس از سیل بی پایان اشکم ۱
کجا شد بارش ابر بهاری؟
که گردد قطره اش حیران اشکم ۲
بترس از سیل بی پایان اشکم ۱
کجا شد بارش ابر بهاری؟
که گردد قطره اش حیران اشکم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۳ - نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
گوهر بعدی:شماره ۵۸۵ - اگر چو آینه سر تا قدم شوی همه چشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.