خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد فراق و غم ناشی از دوری معشوق است. شاعر از بیقراری و اشکهای بیپایان خود میگوید و وفاداری خود را به معشوق یادآور میشود، در حالی که از بیوفایی او شکایت دارد. او از غم و اندوه خود میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز در جهان جز دیدار معشوق برایش اهمیت ندارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی مانند فراق، غم، و وفاداری نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی از مضامین مانند شکایت از بیوفایی و اندوه شدید ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۶۸ - هیچ شب نیست که در کوی غمت غوغا نیست
هیچ شب نیست که در کوی غمت غوغا نیست
در فراق رخ تو دیده ما دریا نیست ۱
سر و جانی تو، بود جای تو در دیده ی ما
از چه روی است بگو تا نظرت با ما نیست ۲
شب دیجور فراق تو مرا محرم راز
غیر از این مردمک دیده خون پیما نیست ۳
به سر و جان تو سوگند توانم خوردن
که مرا از غم رویت به جهان پروا نیست ۴
گر بروید به سرِ چشمه ی حیوان سروی
هیچ شک نیست که او همسر آن بالا نیست ۵
عهد بشکستی و پیمان بگسستی ما را
شکرم آنست که نقصان وفا از ما نیست ۶
تا به کی غصّه خوری ای دل محزون با یار
خوش برآییم که احوال جهان پیدا نیست ۷
در فراق رخ تو دیده ما دریا نیست ۱
سر و جانی تو، بود جای تو در دیده ی ما
از چه روی است بگو تا نظرت با ما نیست ۲
شب دیجور فراق تو مرا محرم راز
غیر از این مردمک دیده خون پیما نیست ۳
به سر و جان تو سوگند توانم خوردن
که مرا از غم رویت به جهان پروا نیست ۴
گر بروید به سرِ چشمه ی حیوان سروی
هیچ شک نیست که او همسر آن بالا نیست ۵
عهد بشکستی و پیمان بگسستی ما را
شکرم آنست که نقصان وفا از ما نیست ۶
تا به کی غصّه خوری ای دل محزون با یار
خوش برآییم که احوال جهان پیدا نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۷ - در درد تو بر دلم دوا نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۹ - کدام دیده به دیدار یار بینا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.