خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و اخلاقی، بیانگر درد و دلهای شاعر از بیتوجهی معشوق و تأثیرات منفی این بیتوجهی بر زندگی اوست. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و با نگاههایش دنیای او را روشن سازد. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند عشق، ناامیدی، امید و بخشش اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۸۵ - چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
جهان بیک نفس از آه من سیاه کنی ۱
ز بزم میروی افتان و سر گران حالا
به راه تا سر دوش که تکیهگاه کنی ۲
به رخصت تو مفید نمیشود چشمت
که عالمی بستان و یک نگاه کنی ۳
نگاه دم به دمت بس خوش است و خوشتر از آن
عزیز کرده نگاهی که گاهگاه کنی ۴
شکسته طرف کله میرسی و میرسدت
که ناز بر همه خوبان کج کلاه کنی ۵
ملوک حسن سپاه تواند اما تو
نه آن شهی که تفاخر به این سپاه کنی ۶
چرا من این همه بر درگه تو داد کنم
اگر تو گوش به فریاد دادخواه کنی ۷
تو گرم ناشده برقی و برق خرمن سوز
شوی چو گرم چه با جان این گیاه کنی ۸
به پیش بخشش او محتشم چه بنماید
اگر تو تا دم صبح جزا گناه کنی ۹
جهان بیک نفس از آه من سیاه کنی ۱
ز بزم میروی افتان و سر گران حالا
به راه تا سر دوش که تکیهگاه کنی ۲
به رخصت تو مفید نمیشود چشمت
که عالمی بستان و یک نگاه کنی ۳
نگاه دم به دمت بس خوش است و خوشتر از آن
عزیز کرده نگاهی که گاهگاه کنی ۴
شکسته طرف کله میرسی و میرسدت
که ناز بر همه خوبان کج کلاه کنی ۵
ملوک حسن سپاه تواند اما تو
نه آن شهی که تفاخر به این سپاه کنی ۶
چرا من این همه بر درگه تو داد کنم
اگر تو گوش به فریاد دادخواه کنی ۷
تو گرم ناشده برقی و برق خرمن سوز
شوی چو گرم چه با جان این گیاه کنی ۸
به پیش بخشش او محتشم چه بنماید
اگر تو تا دم صبح جزا گناه کنی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۴ - رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
گوهر بعدی:غزل ۵۸۶ - ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.