خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، خطاب به باد صبا است و از آن میخواهد پیامی را به معشوق برساند. شاعر از صبا میخواهد با زبانِ اشاره و رمز، حال و هوای خود را به معشوق منتقل کند و در صورت نیاز، با گریه و زاری یا دیگر روشهای مناسب، خواستهاش را به او برساند. در نهایت، شاعر صبا را تنها کسی میداند که میتواند این غزل را به معشوق برساند.
مفاهیم عاشقانه و عارفانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۵۸۴ - رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
زمین به بوس که منت در آن زمان که تو دانی ۱
چو شرح حال تو پرسد ز محرمان به اشارت
بگو که قاصدم از جانب فلان که تو دانی ۲
پس از نیاز به او عرض کن چنانکه نرنجد
حکایتی ز زبانم به آن زبان که تو دانی ۳
اگر به خنده لب کامبخش خود نگشاید
ازو به گریه و زاری طلب کن آن که تو دانی ۴
وگر به ابروی پرچین گره زند به کرشمه
گرهگشائی ازین کار کن چنان که تو دانی ۵
نشان خنده چو پیدا بود از آن لب نوشین
همان به خواه که گفتیم به آن لسان که تو دانی ۶
به جز صبا که برد محتشم چنین غزلی را
دلیر جانب آن سرو نکتهدان که تو دانی ۷
زمین به بوس که منت در آن زمان که تو دانی ۱
چو شرح حال تو پرسد ز محرمان به اشارت
بگو که قاصدم از جانب فلان که تو دانی ۲
پس از نیاز به او عرض کن چنانکه نرنجد
حکایتی ز زبانم به آن زبان که تو دانی ۳
اگر به خنده لب کامبخش خود نگشاید
ازو به گریه و زاری طلب کن آن که تو دانی ۴
وگر به ابروی پرچین گره زند به کرشمه
گرهگشائی ازین کار کن چنان که تو دانی ۵
نشان خنده چو پیدا بود از آن لب نوشین
همان به خواه که گفتیم به آن لسان که تو دانی ۶
به جز صبا که برد محتشم چنین غزلی را
دلیر جانب آن سرو نکتهدان که تو دانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۳ - اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
گوهر بعدی:غزل ۵۸۵ - چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.