خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دوری از مردم ریاکار و پناه بردن به می‌نوشی و کتاب سخن می‌گوید. او از آزادگی و دوری از دغا و فریب اطرافیان می‌گوید و از بار غم و رنجی که بر دوش دارد شکایت می‌کند. شاعر خود را رند خرابات و زاهد شهر می‌داند و از خدا می‌خواهد که آیینه دلش را از گرد ستم پاک کند.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقاد اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین استفاده از مفاهیمی مانند می‌نوشی و خرابات ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۵ - حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
که کشم رخت به می خانه و خوش بنشینم ۱

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاک دلی بگزینم ۲

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم ۳

سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم ۴

بس که در خرقه ی آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم ۵

سینه ی تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیست دل مسکینم ۶

من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر
این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم ۷

بنده ی آصف عهدم دلم از راه مبر
که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم ۸

بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه ی مهرآیینم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۴ - به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۶ - گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.