خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این متن از عشق و وصال با معشوق سخن می‌گوید و از مستی و رندی به عنوان نماد آزادگی و شور زندگی یاد می‌کند. او از تلخی‌های زندگی و دوری از معشوق شکایت می‌کند، اما در عین حال به وفاداری و حق‌گویی خود افتخار می‌کند. شاعر همچنین به هنر و توانایی خود در شعر و کلام اشاره می‌کند و خود را برتر از دیگران می‌داند.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی، فلسفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ادبی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۶ - گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
ز جام وصل می‌نوشم ز باغ عیش گل چینم ۱

شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد
لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم ۲

مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز
سخن با ماه می‌گویم پری در خواب می‌بینم ۳

لبت شکر به مستان داد و چشمت می به می خواران
منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم ۴

چو هر خاکی که باد آورد فیضی برد از انعامت
ز حال بنده یاد آور که خدمت کار دیرینم ۵

نه هر کو نقش نظمی زد کلامش دلپذیر افتد
تذرو طرفه من گیرم که چالاک است شاهینم ۶

اگر باور نمی‌داری رو از صورت گر چین پرس
که مانی نسخه می‌خواهد ز نوک کلک مشکینم ۷

وفاداری و حق گویی نه کار هر کسی باشد
غلام آصف ثانی جلال الحق و الدینم ۸

رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از حافظ
که با جام و قدح هر دم ندیم ماه و پروینم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۵ - حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷ - در خرابات مغان نور خدا می‌بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.