خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و عرفان است. شاعر از درد فراق و دوری از معشوق شکایت می‌کند و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند که حتی سلطنت را تحت تأثیر قرار می‌دهد، یاد می‌کند. او همچنین به فانی بودن دنیا و باقی بودن عشق اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که در لحظات سخت زندگی، مانند لحظه مرگ، همراه او باشد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و عشق عمیق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۴ - به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم ۱

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم ۲

جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ۳

ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم ۴

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم ۵

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم ۶

صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم ۷

شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم ۸

حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۳ - من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۵ - حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.