خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات خود در بهار میگوید. او از اثرات رنگ و بوی بهار بر خود سخن میگوید و از نبود یار و تنها بودن خود شکایت دارد. همچنین، از آرزوهایش که مانند قطرههای باران میچکد، یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۹ - مشت خسم، ولی چو نشینم به آن بهار
مشت خسم، ولی چو نشینم به آن بهار
گلدسته می کند اثر رنگ و بو مرا ۱
صد ره گر از خمار بیفتم به پای خم
یک دستگیر نیست به غیر از سبو مرا ۲
نی شمع پی به گریه من می برد، نه ابر
کزدیده، جای قطره چکد آرزو مرا ۳
گلدسته می کند اثر رنگ و بو مرا ۱
صد ره گر از خمار بیفتم به پای خم
یک دستگیر نیست به غیر از سبو مرا ۲
نی شمع پی به گریه من می برد، نه ابر
کزدیده، جای قطره چکد آرزو مرا ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - جاده طوفانی دریای سراب است اینجا
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - ناله برآید از ورق، گریه کنان رود قلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.