صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰ - نگردید آتشین رخساره ای فریادرس ما را
نگردید آتشین رخساره ای فریادرس ما را یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۴۷ - در سفارش میرزا جعفر اردکانی به احمد صفائی نگاشته
احمد ندانم سفارش های مرا درباره دوستان دانسته فراموش می کنی یاراستی راستی گرفتاری. پراکنده کارهات پای پذیرائی شکسته دارد و دست انجام فروبسته، بارها نوشتم با سرکار سید همواره راه نامه نگاری گشاده دار، و پیش از آن کمینه نیاز آزرم انباز که همه ساله او را خواسته ام هر چه خواهش و فرمایش آرد بی آنکه چشم داشت دراز افتد و فرخنده روانش به دلنگرانی انباز آید آماده انجام باش. آنچه پیداست این روزگار دیرباز باری راز نامه نگاری نسرودی و همان کمینه نیاز را که از پستی خورای گفتن و شنودن و سزای نکوهش و ستودن نیز نیست نفرستادی. بیش از اینها بدین رسوائی شوخ چشم و گستاخ، و تنگ پیشانی و پشت گوش فراخ نبودی، مصرع: باز چه کردی که چنین تر شدی. ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۳۴ - خوش بود که تیرش به دل ما گذری داشت
خوش بود که تیرش به دل ما گذری داشت سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۲۳ - به مادرم گفتم ای بد مهر مادر
به مادرم گفتم ای بد مهر مادر خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۳ - الهی تا به تو آشنا شدم، از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم. نهان بودم پیدا شدم
الهی تا به تو آشنا شدم، از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم. نهان بودم پیدا شدم. مفاتیح الجنان : زیارت کاظمین (ع)
مسجد شریف براثا و نماز در آن
بدان که «مسجد براثا» از مساجد معروف و متبرّک است و در بین بغداد و کاظمین در راه زائران واقع شده، ولی اکثرا از فیض آن محروم بوده و با همه فضایل و شرافتی که برای آن نقل شده مورد بی اعتنایی است. مولوی : غزلیات
غزل ۷۰۶ - روزم به عیادت شب آمد
روزَم به عِیادتِ شب آمد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۹ - چمن طراز شکوه جهان نیرنگم
چمن طراز شکوه جهان نیرنگم اوحدی مراغهای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - وله بردالله مضجعه
زنهار خوارگان را زنهار خوار دار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۷۴ - کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۱۲ - بغیر نامه و پیغام بی نشانان را
بغیر نامه و پیغام بی نشانان را محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۲۰ - بلا به من که ندارم غم بقا چکند
بلا به من که ندارم غم بقا چکند سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۴ - در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما
در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲ - با هنر او همه هنرها یافه
با هنر او همه هنرها یافه مولوی : دفتر اول
بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاشتر ازین مگو و متابعت نگهدار
گفت پیغامبر که اَصْحابی نُجوم صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۸۱ - طاهر الباطن
بود آنطاهر الباطن که معصوم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۵۰ - رخت دل بدزدد نهان شود
رخت دل بدزدد نهان شود اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۴۸ - کنجی و قناعت از قباد و کی به
کنجی و قناعت از قباد و کی به ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - یا مرگ یا تجدد
هرکو در اضطراب وطن نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۰۹ - دل از خاکساری بهشت خدا شد
دل از خاکساری بهشت خدا شد
غزل ۳۴۰ - نگردید آتشین رخساره ای فریادرس ما را
نگردید آتشین رخساره ای فریادرس ما را یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۴۷ - در سفارش میرزا جعفر اردکانی به احمد صفائی نگاشته
احمد ندانم سفارش های مرا درباره دوستان دانسته فراموش می کنی یاراستی راستی گرفتاری. پراکنده کارهات پای پذیرائی شکسته دارد و دست انجام فروبسته، بارها نوشتم با سرکار سید همواره راه نامه نگاری گشاده دار، و پیش از آن کمینه نیاز آزرم انباز که همه ساله او را خواسته ام هر چه خواهش و فرمایش آرد بی آنکه چشم داشت دراز افتد و فرخنده روانش به دلنگرانی انباز آید آماده انجام باش. آنچه پیداست این روزگار دیرباز باری راز نامه نگاری نسرودی و همان کمینه نیاز را که از پستی خورای گفتن و شنودن و سزای نکوهش و ستودن نیز نیست نفرستادی. بیش از اینها بدین رسوائی شوخ چشم و گستاخ، و تنگ پیشانی و پشت گوش فراخ نبودی، مصرع: باز چه کردی که چنین تر شدی. ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۳۴ - خوش بود که تیرش به دل ما گذری داشت
خوش بود که تیرش به دل ما گذری داشت سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۲۳ - به مادرم گفتم ای بد مهر مادر
به مادرم گفتم ای بد مهر مادر خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۳ - الهی تا به تو آشنا شدم، از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم. نهان بودم پیدا شدم
الهی تا به تو آشنا شدم، از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم. نهان بودم پیدا شدم. مفاتیح الجنان : زیارت کاظمین (ع)
مسجد شریف براثا و نماز در آن
بدان که «مسجد براثا» از مساجد معروف و متبرّک است و در بین بغداد و کاظمین در راه زائران واقع شده، ولی اکثرا از فیض آن محروم بوده و با همه فضایل و شرافتی که برای آن نقل شده مورد بی اعتنایی است. مولوی : غزلیات
غزل ۷۰۶ - روزم به عیادت شب آمد
روزَم به عِیادتِ شب آمد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۹ - چمن طراز شکوه جهان نیرنگم
چمن طراز شکوه جهان نیرنگم اوحدی مراغهای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - وله بردالله مضجعه
زنهار خوارگان را زنهار خوار دار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۷۴ - کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۱۲ - بغیر نامه و پیغام بی نشانان را
بغیر نامه و پیغام بی نشانان را محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۲۰ - بلا به من که ندارم غم بقا چکند
بلا به من که ندارم غم بقا چکند سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۴ - در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما
در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲ - با هنر او همه هنرها یافه
با هنر او همه هنرها یافه مولوی : دفتر اول
بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاشتر ازین مگو و متابعت نگهدار
گفت پیغامبر که اَصْحابی نُجوم صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۸۱ - طاهر الباطن
بود آنطاهر الباطن که معصوم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۵۰ - رخت دل بدزدد نهان شود
رخت دل بدزدد نهان شود اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۴۸ - کنجی و قناعت از قباد و کی به
کنجی و قناعت از قباد و کی به ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - یا مرگ یا تجدد
هرکو در اضطراب وطن نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۰۹ - دل از خاکساری بهشت خدا شد
دل از خاکساری بهشت خدا شد