بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۲۷ - بیپرده است و نیست عیان راز من هنوز
بیپرده است و نیست عیان راز من هنوز مجد همگر : غزلیات
شماره ۹۲ - پیداست خود که نیست ترا رای آشتی
پیداست خود که نیست ترا رای آشتی مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱ - گرچه فلک از پیش برانده ست مرا
گرچه فلک از پیش برانده ست مرا قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - میدهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض
میدهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۳۷ - در سرم هست که سر در سر کار تو کنم
در سرم هست که سر در سر کار تو کنم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۶۹ - چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود
چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۶ - مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا
مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۲ - از راحت روزگار جز نامی نیست
از راحت روزگار جز نامی نیست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۰ - ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب مجد همگر : غزلیات
شماره ۴۱ - تو را تا دل بسان سنگ باشد
تو را تا دل بسان سنگ باشد صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۷۳ - همچنین زبان حال زینب خاتون(ع)
جان برادر، فدای قلب فکارت ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۷۰ - نقاشی ناصرخسرو و حیرت اعراب بدوی
مسجدی بود که ما در آن جا بودیم اندک رنگ و شنجرف و لاجورد با من بود بر دیوار آن مسجد بیتی نوشتم و برگ شاخ و برگی در میان آن بردم ایشان بدیدند عجب داشتند و همه اهل حصار جمع شدند و به تفرج آن آمدند و مرا گفتند که اگر محراب این مسجد را نقش کنی صد من خرما به تو دهیم و صد من خرما نزدیک ایشان ملکی بود، چه تا من آن جا بودم از عرب لشکری به آن جا آمد و از ایشان پانصد من خرما خواست قبول نکردند و جنگ کردند. ده تن از اهل حصار کشته شد و هزار نخل بریدند و ایشان ده من خرما ندادند، چون با من شرط کردند من آن محراب نقش کردم و آن صد من خرما فریاد رس ما بود که غذا نمی یافتیم و از جان ناامید شده بودیم که تصور نمی توانستیم کرد که از آن بادیه هرگز بیرون توانیم افتاد چه به هر طرف که آبادانی داشت دویست فرسنگ بیابان میبایست برید مخوف و مهلک و در آن چهار ماه هرگز پنج من گندم به یک جا ندیدم، تا عاقبت قافله ای از یمامه که ادیم گیرد و به لحسا برد که ادیم از یمن به این فلج آرند و به تجار فروشند. عربی گفت من تو را به بصره برم و با من هیچ نبود که به کرا بدهم و از آن جا تا بصره دویست فرسنگ و کرای شتر یک دینار بود از آن که شتری نیکو به دو سه دینار میفروختند مرا چون نقد نبود و به نسیه میبردند گفت سی دینار در بصره بدهی تو را بریم. به ضرورت قبول کردم و هرگز بصره ندیده بودم. انوری : غزلیات
غزل ۱ - بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۲۸ - شمع آمد و گفت: جانم آتشخانه است
شمع آمد و گفت: جانم آتشخانه است طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۹۹ - پیوسته طلبکار شراب است دل من
پیوسته طلبکار شراب است دل من نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۳۸ - باده عشق تو امروز نه در جام منست
باده عشق تو امروز نه در جام منست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۹۹ - به درد ما بجز از وصل تو دوا خوش نیست
به درد ما بجز از وصل تو دوا خوش نیست میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۲۸ - باز آتشی به جان بلاکش فکندهام
باز آتشی به جان بلاکش فکندهام مفاتیح الجنان : زیارت امام رضا (ع)
فضیلت زیارت امام رضا(ع)
فضیلت زیارت آن حضرت بیش از آن است که به شمار آید و ما در اینجا تنها به ذکر چند خبر تبرّک می جوییم و بیشتر آن را از «تحفة الزائر» نقل می کنیم. امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۷۹ - ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم
ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم
غزل ۱۷۲۷ - بیپرده است و نیست عیان راز من هنوز
بیپرده است و نیست عیان راز من هنوز مجد همگر : غزلیات
شماره ۹۲ - پیداست خود که نیست ترا رای آشتی
پیداست خود که نیست ترا رای آشتی مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱ - گرچه فلک از پیش برانده ست مرا
گرچه فلک از پیش برانده ست مرا قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - میدهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض
میدهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۳۷ - در سرم هست که سر در سر کار تو کنم
در سرم هست که سر در سر کار تو کنم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۶۹ - چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود
چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۶ - مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا
مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۲ - از راحت روزگار جز نامی نیست
از راحت روزگار جز نامی نیست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۰ - ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب مجد همگر : غزلیات
شماره ۴۱ - تو را تا دل بسان سنگ باشد
تو را تا دل بسان سنگ باشد صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۷۳ - همچنین زبان حال زینب خاتون(ع)
جان برادر، فدای قلب فکارت ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۷۰ - نقاشی ناصرخسرو و حیرت اعراب بدوی
مسجدی بود که ما در آن جا بودیم اندک رنگ و شنجرف و لاجورد با من بود بر دیوار آن مسجد بیتی نوشتم و برگ شاخ و برگی در میان آن بردم ایشان بدیدند عجب داشتند و همه اهل حصار جمع شدند و به تفرج آن آمدند و مرا گفتند که اگر محراب این مسجد را نقش کنی صد من خرما به تو دهیم و صد من خرما نزدیک ایشان ملکی بود، چه تا من آن جا بودم از عرب لشکری به آن جا آمد و از ایشان پانصد من خرما خواست قبول نکردند و جنگ کردند. ده تن از اهل حصار کشته شد و هزار نخل بریدند و ایشان ده من خرما ندادند، چون با من شرط کردند من آن محراب نقش کردم و آن صد من خرما فریاد رس ما بود که غذا نمی یافتیم و از جان ناامید شده بودیم که تصور نمی توانستیم کرد که از آن بادیه هرگز بیرون توانیم افتاد چه به هر طرف که آبادانی داشت دویست فرسنگ بیابان میبایست برید مخوف و مهلک و در آن چهار ماه هرگز پنج من گندم به یک جا ندیدم، تا عاقبت قافله ای از یمامه که ادیم گیرد و به لحسا برد که ادیم از یمن به این فلج آرند و به تجار فروشند. عربی گفت من تو را به بصره برم و با من هیچ نبود که به کرا بدهم و از آن جا تا بصره دویست فرسنگ و کرای شتر یک دینار بود از آن که شتری نیکو به دو سه دینار میفروختند مرا چون نقد نبود و به نسیه میبردند گفت سی دینار در بصره بدهی تو را بریم. به ضرورت قبول کردم و هرگز بصره ندیده بودم. انوری : غزلیات
غزل ۱ - بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۲۸ - شمع آمد و گفت: جانم آتشخانه است
شمع آمد و گفت: جانم آتشخانه است طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۹۹ - پیوسته طلبکار شراب است دل من
پیوسته طلبکار شراب است دل من نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۳۸ - باده عشق تو امروز نه در جام منست
باده عشق تو امروز نه در جام منست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۹۹ - به درد ما بجز از وصل تو دوا خوش نیست
به درد ما بجز از وصل تو دوا خوش نیست میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۲۸ - باز آتشی به جان بلاکش فکندهام
باز آتشی به جان بلاکش فکندهام مفاتیح الجنان : زیارت امام رضا (ع)
فضیلت زیارت امام رضا(ع)
فضیلت زیارت آن حضرت بیش از آن است که به شمار آید و ما در اینجا تنها به ذکر چند خبر تبرّک می جوییم و بیشتر آن را از «تحفة الزائر» نقل می کنیم. امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۷۹ - ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم
ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم