صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۱۴۴ - ز خال گوشهٔ ابروی یار می‌ترسم
ز خال گوشهٔ ابروی یار می‌ترسم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۵۸ - آن شکل جولانش نگر، وان خلق در دنبال او
آن شکل جولانش نگر، وان خلق در دنبال او
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۶۰ - عشق بازی چه بلا فکر خطایی بودست!
عشق بازی چه بلا فکر خطایی بودست!
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۸۴ - هرچه امکان لطف و رحمت بود
هرچه امکان لطف و رحمت بود
سعدی : غزلیات
غزل ۵۶۶ - نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری
نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۳۰ - بر در غیر می روی حیف است
بر در غیر می روی حیف است
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۵۹ - هنگامه اهل وجد می‌باید و حال
هنگامه اهل وجد می‌باید و حال
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۳۸ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهر
چون شمال مهرگان اندر هوا پویا شود
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۹۸ - همین ز می نه رخ بزم ها نگارین شد
همین ز می نه رخ بزم ها نگارین شد
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۳۳ - مسجد قدس و جوانب آن
گفتم که شهر بیت المقدس بر سر کوهی است و زمین هموار نیست اما مسجد را زمین هموار و مستوی است، و از بیرون مسجد به نسبت مواضع هر کجا نشیب است دیوار مسجد بلند تر است از آن که پی بر زمین نشیب نهاده‌اند و هرکجا فراز است دیوار کوتاه تر است، پس بدان موضع که شهر و محل‌ها د رنشیب است مسجد را درهاست که همچنان که نقب باشد بریده‌اند و به ساحت مسجد بیرون آورده و از آن درها یکی را باب النبی علیه الصلوة و السلام گویند و این در از جانب قبله یعنی جنوب است، و این را چنان ساخته‌اند که ده گز پهنا دارد و ارتفاع به نسبت درجات جایی پنج گز علو دارد یعنی سقف این ممر در جاها بیست گز علو است، و بر پشت آن پوشش مسجد است و آن ممر چنان محکم است که بنایی بدان عظمی بر پشت آن ساخته‌اند و در او هیچ اثر نکرده، و در آن جا سنگ‌ها به کار برده‌اند که عقل قبول نکند که قوت بشری بدان رسد که آن سنگ را نقل و تحویل کند، و می‌گویند آن عمارت سلیمان بن داود علیه السلام کرده است، و پیغمبر ما علیه الصلوات و السلام در شب معراج از آن رهگذر در مسجد آمد، و این باب بر جانب راه مکه است. و به نزدیک در بر دیوار به اندازه سپری بزرگ بر سنگ نقشی است، گویند که حمزه بن عبدالمطلب عم رسول علیه السلام آن جا نشسته است سپری بر دوش بسته پشت بر آن دیوار نهاده و آن نقش سپر اوست. و بر این در مسجد که این ممر ساخته‌اند دری به د و مصراع بر آن جا نشانده، دیوار مسجد از بیرون قریب پنجاه گز ارتفاع دارد و غرض از ساختن این در آن بوده است تا مردم از آن محله را که این ضلع مسجد با آن جاست به محله دیگر نباید شد چون درخواهند رفت. و بر در مسجد ازدست راست سنگی در دیوار است بالای آن پانزده ارش و چهار ارش عرض همچنین دراین مسجد از این بزرگ تر هیچ سنگی نیست اما سنگ های چهار گز و پنج گز بسیار است که بر دیوار نهاده‌اند از زمین به سی و چهل گز بلندی. و د ر پهنای مسجد دری است مشرقی که آن را باب العین گویند که چون از این در بیرون روند و به نشیبی فرو روند آن جا چشمه سلوان است. و دری دیگر است همچنین در زمین برده که آن را باب الحطة گویند، و چنین گویند که این در آن است که خدای عزوجل بنی اسراییل را بدین در فرمود در رفتن به مسجد قوله تعالی ادخلوالباب سجدا و قولوا حطة نغفرلکم خطایاکم و سنزید المحسنین و دری دیگر است و آن را باب السکینه گویند. و در دهلیز آن مسجدی است با محراب های بسیار و در اولش بسته است که کسی در نتوان شد، گویند تابوت سکینه که ایزد تبارک و تعالی در قرآن یاد کرده است آن جا نهاده است که فرشتگان برگرفتندی. و جمله درهای بیت المقدس زیر و بالای نه در است که صفت کرده ام.
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۰ - گر صدق کلامت ندهد بال یقین را
گر صدق کلامت ندهد بال یقین را
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۴۰ - رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۷۶ - همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۶۶ - حال درویش خسته باز مپرس
حال درویش خسته باز مپرس
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۳۳ - یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۵۷ - زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او
زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح علاء الدوله اتسز
ای روی تو چو خلد و لب تو چو سلسبیل
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۵۴ - لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۲۳۹ - مژه ها با نگاه در سخن است
مژه ها با نگاه در سخن است
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۱۲ - هر گنه عذری و هر تقصیر دارد توبه‌ای
هر گنه عذری و هر تقصیر دارد توبه‌ای