کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۷۳ - وله ایضا
زهی به ذروة کیوان رسیده ایوانت سهراب سپهری : حجم سبز
صدای دیدار
با سبد رفتم به میدان، صبحگاهی بود وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۱۶ - تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد
تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۶۹ - بزیر سایه گل خفته لیلی
بزیر سایه گل خفته لیلی کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۹۷ - وله ایضا
به عمرهای چنین تیز تاز زود گذر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۹۲ - به رغبت نقد جان به یار سیمبر دارم
به رغبت نقد جان به یار سیمبر دارم عطار نیشابوری : بخش بیست و هفتم
الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه در برفی نشست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۹۶ - اگر در مغز، اگر در پوست یارست
اگر در مغز، اگر در پوست یارست نسیمی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه ایم
ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه ایم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۰ - تیغ تو که لب تا لب او دندانست
تیغ تو که لب تا لب او دندانست احمد شاملو : شکفتن در مه
نامه
بدان زمان که شود تیره روزگار، پدر! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۱۱ - در بیابان جنون سلسله پردازی نیست
در بیابان جنون سلسله پردازی نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۲ - شمع آمد و گفت: موسی جمع منم
شمع آمد و گفت: موسی جمع منم مولوی : غزلیات
غزل ۳۹۳ - جمع باشید ای حریفان زان که وقت خواب نیست
جمع باشید ای حَریفان زان که وَقتِ خواب نیست سعدی : قصاید و قطعات عربی
فی الغزل
علی قلبی العدوان من عینی التی نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۷۷ - چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار
چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۹
در وقت ذکر اللّه و سبحانک گفتن، باید که از تن خود یاد نکنم؛ زیرا که صفات اللّه، از رحمت و قدرت و علم و جمال و پاکی و ارادت و غیرها، به صفاتِ محدثات نماند، که اگر بدان مانند بودی، از صفات اللّه رحمت و قدرت و ارادتِ مخلوق پدید نیامدی، چنانکه از صفات محدثات نمیآید. و هرچند که این صفات محدثات نیست نمیشود، ذکر پدید نمیآید از صفات اللّه. پس در وقت سبحانک گفتن باید که به جز از وجهِ اللّه نیندیشم تا اللّه را بینم و به مشاهدهٔ اللّه مشغول شوم که معنیِ «فَاخْلَعْ نعَلَیْکَ» این است. که هرچند از تن مردار بیش اندیشم، رنج بیش میبینم. نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۷۹ - هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند
هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۳۹ - تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۲۱ - اشرب مع الندامی فی روضة الخزامی
اشرب مع الندامی فی روضة الخزامی
شمارهٔ ۷۳ - وله ایضا
زهی به ذروة کیوان رسیده ایوانت سهراب سپهری : حجم سبز
صدای دیدار
با سبد رفتم به میدان، صبحگاهی بود وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۱۶ - تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد
تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۶۹ - بزیر سایه گل خفته لیلی
بزیر سایه گل خفته لیلی کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۹۷ - وله ایضا
به عمرهای چنین تیز تاز زود گذر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۹۲ - به رغبت نقد جان به یار سیمبر دارم
به رغبت نقد جان به یار سیمبر دارم عطار نیشابوری : بخش بیست و هفتم
الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه در برفی نشست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۹۶ - اگر در مغز، اگر در پوست یارست
اگر در مغز، اگر در پوست یارست نسیمی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه ایم
ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه ایم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۰ - تیغ تو که لب تا لب او دندانست
تیغ تو که لب تا لب او دندانست احمد شاملو : شکفتن در مه
نامه
بدان زمان که شود تیره روزگار، پدر! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۱۱ - در بیابان جنون سلسله پردازی نیست
در بیابان جنون سلسله پردازی نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۲ - شمع آمد و گفت: موسی جمع منم
شمع آمد و گفت: موسی جمع منم مولوی : غزلیات
غزل ۳۹۳ - جمع باشید ای حریفان زان که وقت خواب نیست
جمع باشید ای حَریفان زان که وَقتِ خواب نیست سعدی : قصاید و قطعات عربی
فی الغزل
علی قلبی العدوان من عینی التی نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۷۷ - چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار
چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۹
در وقت ذکر اللّه و سبحانک گفتن، باید که از تن خود یاد نکنم؛ زیرا که صفات اللّه، از رحمت و قدرت و علم و جمال و پاکی و ارادت و غیرها، به صفاتِ محدثات نماند، که اگر بدان مانند بودی، از صفات اللّه رحمت و قدرت و ارادتِ مخلوق پدید نیامدی، چنانکه از صفات محدثات نمیآید. و هرچند که این صفات محدثات نیست نمیشود، ذکر پدید نمیآید از صفات اللّه. پس در وقت سبحانک گفتن باید که به جز از وجهِ اللّه نیندیشم تا اللّه را بینم و به مشاهدهٔ اللّه مشغول شوم که معنیِ «فَاخْلَعْ نعَلَیْکَ» این است. که هرچند از تن مردار بیش اندیشم، رنج بیش میبینم. نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۷۹ - هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند
هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۳۹ - تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۲۱ - اشرب مع الندامی فی روضة الخزامی
اشرب مع الندامی فی روضة الخزامی