حافظ : غزلیات
غزل ۳۳۶ - مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم
مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق
این طَبیبانِ بَدَن دانش وَرَند
انوری : مقطعات
شماره ۲۵۶ - صاحبا سقطهٔ مبارک تو
صاحبا سقطهٔ مبارک تو
سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شماره ۵۶ - دلبرا تا تو یار خویشتنی
دلبرا تا تو یار خویشتنی
اقبال لاهوری : پیام مشرق
تو ای شیخ حرم شاید ندانی
تو ای شیخ حرم شاید ندانی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۸ - می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
حافظ : غزلیات
غزل ۲۷۳ - اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۶۶ - یکی تیز پائی و دانوش نام
یکی تیز پائی و دانوش نام
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۲۰ - تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کند
تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کند
ملک‌الشعرای بهار : تصنیفها
زن با هنر (سه‌گاه‌)
۱
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۱ - دل چو دانه، ما مثال آسیا
دل چو دانه، ما مِثالِ آسیا
مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین
چون رَهید آن کَشتی و آمد به کام
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۸۷ - رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم
رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم
مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۴۷ - بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیار
بِکَش بِکَش که چه خوش می‌کَشی بیار بیار
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۹۳ - بر آن سرم‌ کز جنون نمایم بلند و پست خیال یکسان
بر آن سرم‌ کز جنون نمایم بلند و پست خیال یکسان
عارف قزوینی : تصنیفها
شماره ۸ - نه قدرت که با وی نشینم
نه قدرت که با وی نشینم
عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شماره ۲۹ - تا چند کنم گناه در گردن خویش
تا چند کنم گناه در گردن خویش
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۸۵ - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبتر
ای گرو کرده زبان را به دروغ
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۱۶ - هر ذره ی خاک من زبانی دارد
هر ذره ی خاک من زبانی دارد
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۴۶ - شبت خوش باد ای باد سحرگاه
شبت خوش باد ای باد سحرگاه