خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق عشق را بر زندگی و ایمان فرد توصیف میکند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند گلها، لب لعل، زلف پیچان و چشم فتان، زیبایی معشوق را ستایش میکند. در ادامه، شعر به قدرت عشق اشاره میکند که حتی میتواند دین و ایمان فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و اشاره به از دست دادن دین و ایمان به دلیل عشق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق از استعارهها و تصاویر شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۸ - می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
می زند لب لعلت، راه صد بدخشان را ۱
شانه ای نمی باید، سرمه ای نمی شاید
آن دو زلف پیچان را، آن دو چشم فتان را ۲
در بساط خود طغرا، داشت دین و ایمانی
نرد عشق پیش آمد، باخت دین و ایمان را ۳
می زند لب لعلت، راه صد بدخشان را ۱
شانه ای نمی باید، سرمه ای نمی شاید
آن دو زلف پیچان را، آن دو چشم فتان را ۲
در بساط خود طغرا، داشت دین و ایمانی
نرد عشق پیش آمد، باخت دین و ایمان را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - از عکس لب لعلت، پیمانه شود پیدا
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - بس که آن وحشی غزالم سر به صحرا داده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.