مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۴ - مجنون که ز جان برای جانان بگذشت
مجنون که ز جان برای جانان بگذشت محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۵۳ - پدرم نورالدین منور گفت رحمةاللّه علیه، کی شیخ بوسعید در نشابور بجایی میرفت، بسر کوی حرب رسید، دکانهای آراسته و پرمیوۀ پاکیزه دید و از همه بازار نشابو
پدرم نورالدین منور گفت رحمةاللّه علیه، کی شیخ بوسعید در نشابور بجایی میرفت، بسر کوی حرب رسید، دکانهای آراسته و پرمیوۀ پاکیزه دید و از همه بازار نشابور آن موضع آراستهتر بودی. چون شیخ آنجا رسید پرسید کی چه گویند؟ گفتند سر کوی حرب. شیخ ما گفت خه! کسی را که سر کوی حرب چنین بود سر کوی صلحش چگونه تواند بود؟ و هم پدرم رحمة اللّه علیه روایت کرد کی روزی شیخ قدس اللّه روحه العزیز مجلس خواست گفت، چون بیرون آمد و برتخت بنشست و مقریان برخواندند، مسایل بسیار مختلف و جمعی بسیار بودند و هر کس از سایلان از نوعی دیگر سؤال کردند و شیخ نظاره میکرد و خاموش میبود تا بسیار بپرسیدند. در آخر شیخ گفت، بیت: جامی : دفتر دوم
بخش ۱۹ - اشارت به جماعتی که اگر چه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی
وان دگر گر چه بود عشق مجاز سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۱ - ایا نموده دهانت ز لعل خندان در
ایا نموده دهانت ز لعل خندان در سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۷۴ - دل را اسیر دام بلا می کنیم ما
دل را اسیر دام بلا می کنیم ما امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۶۹ - یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود
یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۷۲ - بی توام در دل شراب ناب می گردد گره
بی توام در دل شراب ناب می گردد گره صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳ - شکست رنگ می از ترک میگساری ما
شکست رنگ می از ترک میگساری ما جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۸ - آمد گه بلبل و گل و فصل بهار
آمد گه بلبل و گل و فصل بهار عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۴ - ای صبح مرا به صد عذاب اندازی
ای صبح مرا به صد عذاب اندازی صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۵۴ - شهود المفصل فیالمجمل
شهودی هم که در مجمل مفصل صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۱۴ - نظاره لب میگون خمار می آرد
نظاره لب میگون خمار می آرد ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۵۸ - ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - گر دوست حق عشق خود ازما طلب کند
گر دوست حق عشق خود ازما طلب کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴۴ - مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۳۶ - ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر
ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۹۵ - هر سوخته پخته کی بود در ره دوست
هر سوخته پخته کی بود در ره دوست خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - باز از قدم گل چمن پیر جوان شد
باز از قدم گل چمن پیر جوان شد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۴۶ - سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند هاتف اصفهانی : قصاید
قصیده ۱ - سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا
سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا
شماره ۵۴ - مجنون که ز جان برای جانان بگذشت
مجنون که ز جان برای جانان بگذشت محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۵۳ - پدرم نورالدین منور گفت رحمةاللّه علیه، کی شیخ بوسعید در نشابور بجایی میرفت، بسر کوی حرب رسید، دکانهای آراسته و پرمیوۀ پاکیزه دید و از همه بازار نشابو
پدرم نورالدین منور گفت رحمةاللّه علیه، کی شیخ بوسعید در نشابور بجایی میرفت، بسر کوی حرب رسید، دکانهای آراسته و پرمیوۀ پاکیزه دید و از همه بازار نشابور آن موضع آراستهتر بودی. چون شیخ آنجا رسید پرسید کی چه گویند؟ گفتند سر کوی حرب. شیخ ما گفت خه! کسی را که سر کوی حرب چنین بود سر کوی صلحش چگونه تواند بود؟ و هم پدرم رحمة اللّه علیه روایت کرد کی روزی شیخ قدس اللّه روحه العزیز مجلس خواست گفت، چون بیرون آمد و برتخت بنشست و مقریان برخواندند، مسایل بسیار مختلف و جمعی بسیار بودند و هر کس از سایلان از نوعی دیگر سؤال کردند و شیخ نظاره میکرد و خاموش میبود تا بسیار بپرسیدند. در آخر شیخ گفت، بیت: جامی : دفتر دوم
بخش ۱۹ - اشارت به جماعتی که اگر چه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی
وان دگر گر چه بود عشق مجاز سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۱ - ایا نموده دهانت ز لعل خندان در
ایا نموده دهانت ز لعل خندان در سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۷۴ - دل را اسیر دام بلا می کنیم ما
دل را اسیر دام بلا می کنیم ما امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۶۹ - یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود
یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۷۲ - بی توام در دل شراب ناب می گردد گره
بی توام در دل شراب ناب می گردد گره صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳ - شکست رنگ می از ترک میگساری ما
شکست رنگ می از ترک میگساری ما جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۸ - آمد گه بلبل و گل و فصل بهار
آمد گه بلبل و گل و فصل بهار عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۴ - ای صبح مرا به صد عذاب اندازی
ای صبح مرا به صد عذاب اندازی صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۵۴ - شهود المفصل فیالمجمل
شهودی هم که در مجمل مفصل صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۱۴ - نظاره لب میگون خمار می آرد
نظاره لب میگون خمار می آرد ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۵۸ - ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - گر دوست حق عشق خود ازما طلب کند
گر دوست حق عشق خود ازما طلب کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴۴ - مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد عبید زاکانی : رباعیات
رباعی ۳۶ - ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر
ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۹۵ - هر سوخته پخته کی بود در ره دوست
هر سوخته پخته کی بود در ره دوست خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - باز از قدم گل چمن پیر جوان شد
باز از قدم گل چمن پیر جوان شد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۴۶ - سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند هاتف اصفهانی : قصاید
قصیده ۱ - سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا
سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا