خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و طبیعت سخن میگوید، با تصاویری مانند گلها، باد صبا، سوسن آزاده و فلک در رقص. شاعر از عشق و دلدادگی میسراید و طبیعت را به عنوان نمادی از احساساتش به کار میبرد.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۱۱۶ - باز از قدم گل چمن پیر جوان شد
باز از قدم گل چمن پیر جوان شد
وز زلف سمن باد صبا مشگ فشان شد ۱
تا عرضه دهد پیش قدت بندگی خویش
سر تا به قدم سوسن آزاده زبان شد ۲
تا زمزمهٔ مهر تو بشنید به صد شوق
در رقص درآمد فلک و چرخ زنان شد ۳
آب از هوس نخل خرامان قدت باز
شوریده صفت در قدم سرو روان شد ۴
در جان خیالی چو وطن ساخت غم عشق
می خواست که ویران شود این خانه همان شد ۵
وز زلف سمن باد صبا مشگ فشان شد ۱
تا عرضه دهد پیش قدت بندگی خویش
سر تا به قدم سوسن آزاده زبان شد ۲
تا زمزمهٔ مهر تو بشنید به صد شوق
در رقص درآمد فلک و چرخ زنان شد ۳
آب از هوس نخل خرامان قدت باز
شوریده صفت در قدم سرو روان شد ۴
در جان خیالی چو وطن ساخت غم عشق
می خواست که ویران شود این خانه همان شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - باد اگر یاد سرو ما نکند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - باز این دل خود کام به فرمان کسی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.