خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر حماسی و ستایشآمیز است که در آن شاعر به ستایش پادشاهی قدرتمند و پیروز میپردازد. او از شجاعت، عدالت و اقتدار پادشاه سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ دشمنی در برابر او تاب مقاومت ندارد. همچنین، شاعر به نقش پادشاه در برقراری نظم و عدالت در جهان اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم پیچیده و استعاری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از واژگان و عبارات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۵۸ - ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
جان عدو فتد چو دل شمع در گداز ۱
هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست
در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز ۲
دیگر شکی نماند جهان را درین که هست
شاهی تو را حقیقت و خصم تو را مجاز ۳
در ملک وارث پدر و عم تویی از آنک
هست از تو جان عم و پدر در نعیم و ناز ۴
سلطان کسی بود که تو بخشیش تاج و تخت
لشکر کسی کشد که تو سازیش برگ و ساز ۵
همچون نماز پنج سزد نوبت تو زانک
بر خلق طاعت تو فریضه ست چون نماز ۶
بادا بر آستین ظفر تا به روز حشر
بو بکربن محمدبن ایلد گز طراز ۷
جان عدو فتد چو دل شمع در گداز ۱
هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست
در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز ۲
دیگر شکی نماند جهان را درین که هست
شاهی تو را حقیقت و خصم تو را مجاز ۳
در ملک وارث پدر و عم تویی از آنک
هست از تو جان عم و پدر در نعیم و ناز ۴
سلطان کسی بود که تو بخشیش تاج و تخت
لشکر کسی کشد که تو سازیش برگ و ساز ۵
همچون نماز پنج سزد نوبت تو زانک
بر خلق طاعت تو فریضه ست چون نماز ۶
بادا بر آستین ظفر تا به روز حشر
بو بکربن محمدبن ایلد گز طراز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - ای طلعت تو دیده جان را به جای نور
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - ایا شهی که فلک را مهار در بینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.