یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۸۵ - به نواب والا نگاشته
قربان مبارک حضورت شوم، دو طغرا دستخط همایون که ثانی بارنامه آسمانی بود زیارت شد، نشره بازوی مفاخرت و کلاه گوشه مباهات ساختم. سپاس سلامت و سعادت ذات والا را چهر نیازم زمین سود افتاد، دعای دولت گفتم و فزایش جاه و مکانت و فیروزی و نصرت اشرف را از خدا طلبیدم. در کار مخدومی میرزا ابوالقاسم فرمایشی رفته بود.حکایت خالی از طرح گزاف و شرح خلاف این است، روزی دو پس از توجه والا بدان ساحت او را هم بسیج اندیش اقتفا و التزام رکاب دیدم و هم از تاب تب و آتش دل کوب آزمای پیچ و تاب، اندک اندک انباز بستر و بالش افتاد، و دمساز فریاد و نالش. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۷۲ - در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم
در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم خاقانی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - خواهی شرف مردم دانا باشد
خواهی شرف مردم دانا باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۱۳ - در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - کسی که بنده عشقست جاه را چه کند
کسی که بنده عشقست جاه را چه کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۱۳ - فرنگی طلعتی کز دین مرا بیگانه می سازد
فرنگی طلعتی کز دین مرا بیگانه می سازد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۸۷ - خوشا سعادت آن دل که آب می گردد
خوشا سعادت آن دل که آب می گردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۳۹ - دل شب وصل تو از صبح مکدر شده است
دل شب وصل تو از صبح مکدر شده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۷۹ - جان از وداع سبکتاز می شود
جان از وداع سبکتاز می شود امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۱۶۹ - امروز چن روزه، دوسّ گمون ندارمه
امروز چن روزه، دوسّ گمون ندارمه طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۸ - شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش
شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۵۲ - بلبل رنگین نوایی بر سر کار آمده است
بلبل رنگین نوایی بر سر کار آمده است عطار نیشابوری : بیان وادی معرفت
حکایت محمود و دیوانهٔ ویرانهنشین
شد مگر محمود در ویرانهای سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۵۷ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمن
دگر گفت کای بحر دانشوری عطار نیشابوری : بخش دوازدهم
جواب پدر
پدر بگشاد الماس زبان را سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۰۴ - طنبوری
شوخ طنبوری شبی با من ترنم کرد و رفت عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
قال النبی صلی الله علیه و آله: «من زار ولدی بطوس فکانما زاربیت الله سبعین مرة»
این سخن باشد بقول مصطفی سعدی : قطعات
شماره ۱۳۹ - هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت
هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۳۰ - ما جوهر پاک خویش بشناختهایم
ما جوهر پاک خویش بشناختهایم سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۵ - در تعریف چهار باغ باقی جان
یکی باغیست در شهر بخارا
شمارهٔ ۸۵ - به نواب والا نگاشته
قربان مبارک حضورت شوم، دو طغرا دستخط همایون که ثانی بارنامه آسمانی بود زیارت شد، نشره بازوی مفاخرت و کلاه گوشه مباهات ساختم. سپاس سلامت و سعادت ذات والا را چهر نیازم زمین سود افتاد، دعای دولت گفتم و فزایش جاه و مکانت و فیروزی و نصرت اشرف را از خدا طلبیدم. در کار مخدومی میرزا ابوالقاسم فرمایشی رفته بود.حکایت خالی از طرح گزاف و شرح خلاف این است، روزی دو پس از توجه والا بدان ساحت او را هم بسیج اندیش اقتفا و التزام رکاب دیدم و هم از تاب تب و آتش دل کوب آزمای پیچ و تاب، اندک اندک انباز بستر و بالش افتاد، و دمساز فریاد و نالش. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۷۲ - در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم
در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم خاقانی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - خواهی شرف مردم دانا باشد
خواهی شرف مردم دانا باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۱۳ - در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - کسی که بنده عشقست جاه را چه کند
کسی که بنده عشقست جاه را چه کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۱۳ - فرنگی طلعتی کز دین مرا بیگانه می سازد
فرنگی طلعتی کز دین مرا بیگانه می سازد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۸۷ - خوشا سعادت آن دل که آب می گردد
خوشا سعادت آن دل که آب می گردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۳۹ - دل شب وصل تو از صبح مکدر شده است
دل شب وصل تو از صبح مکدر شده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۷۹ - جان از وداع سبکتاز می شود
جان از وداع سبکتاز می شود امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۱۶۹ - امروز چن روزه، دوسّ گمون ندارمه
امروز چن روزه، دوسّ گمون ندارمه طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۸ - شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش
شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۵۲ - بلبل رنگین نوایی بر سر کار آمده است
بلبل رنگین نوایی بر سر کار آمده است عطار نیشابوری : بیان وادی معرفت
حکایت محمود و دیوانهٔ ویرانهنشین
شد مگر محمود در ویرانهای سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۵۷ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمن
دگر گفت کای بحر دانشوری عطار نیشابوری : بخش دوازدهم
جواب پدر
پدر بگشاد الماس زبان را سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۰۴ - طنبوری
شوخ طنبوری شبی با من ترنم کرد و رفت عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
قال النبی صلی الله علیه و آله: «من زار ولدی بطوس فکانما زاربیت الله سبعین مرة»
این سخن باشد بقول مصطفی سعدی : قطعات
شماره ۱۳۹ - هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت
هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۳۰ - ما جوهر پاک خویش بشناختهایم
ما جوهر پاک خویش بشناختهایم سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۵ - در تعریف چهار باغ باقی جان
یکی باغیست در شهر بخارا