مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۴۰ - مدح عمادالدوله رشید خاص
چو کردم از هند آهنگ حضرت غزنین
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۵۲ - دلبر شد و من پا به دل سخت فشردم
دلبر شد و من پا به دل سخت فشردم
صفی علیشاه : مسمطات
شماره ۱ - بشناختمت در همه جا ای بت عیار
بشناختمت در همه جا ای بت عیار
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۵۰ - بشنو ز من ترانه غیرت فزای را
بشنو ز من ترانه غیرت فزای را
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۶۶ - کی میکنند جامه جان از جسد قبول
کی میکنند جامه جان از جسد قبول
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۸۳ - نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
عطار نیشابوری : باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق
شماره ۱۲ - کس را چه خبر ز آهِ دلسوزِ دلم
کس را چه خبر ز آهِ دلسوزِ دلم
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۵ - در مدح حاج میرزا آقاسی طاب ا‌لله ثراه گوید
عید دان چیست لب چون عید خندان داشتن
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۶۸ - هر جان که به نور قدس پیش اندیش است
هر جان که به نور قدس پیش اندیش است
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۴۲ - باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
واعظ قزوینی : مثنویات
شمارهٔ ۱۳ - مثنوی سفرنامه مازندران واعظ و تعریف شهر اشرف و مدح شاه عباس ثانی
شبی کز پی نبود آه سحرگاه
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۹۱ - ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست
ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۹ - یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۶۴ - روزبهان شیرازی قُدِّسَ سِرُّه العزیز
ابومحمد نام داشت و پدرش ابی نصر بقلی بوده و خود به شیخ شطاح معروف گشته. مولد آن جناب شهر فسا از توابع شیراز و جامع علوم صوری و معنوی و فارس میدان حقیقت و مجاز است. آن جناب را درعلوم، پایگاه عالی بود و رسالات حقایق آیات ظاهر فرمود. تفسیر عرایس و کتاب الانوار فی کشف الاسرار و شطحیات عربی و فارسی و غیره دارند. مسافرت بسیار کرده با شیخ ابونجیب سهروردی مدتها به سرآورد. خرقه از سراج الدین محمود بن خلیفة بن عبدالسلم بن احمد پوشیده. صاحب فتوحات گفته است که وی عمری در مکه مجاور بوده و در استغراق و حال، فریاد و بانگ می‌کرد. چنانکه اهل طواف را مشوش می‌داشت و غالب، طواف وی بر بام حرم بود و حال وی صادق، یعنی تکلف نمی‌فرمود. مدت پنجاه سال در جامع عتیق شیراز وعظ می‌فرمود و در حال غلبهٔ وجد از وی سخنان بلند که هرکس فهم آن نداشت، ظهور می‌نمود. مجملاً در سنهٔ ۶۰۶ فوت یافت و مزارش معروف است. از اوست:
فصیحی هروی : قصاید
شمارهٔ ۷ - مفاخره و مدح حافظ محب علی
بازم نفس به لجه فیضی شناورست
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ - در ستایش یکی از سرداران ولیعهد مبرور فرماید
امین داور و دارا معین ملت و ایمان
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۸۱ - ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۱۵ - فی ذم المتهمین بجمع أسباب الدنیا، المعرضین عن تحصیل أسباب العقبی
نان و حلوا چیست؟ اسباب جهان
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۳ - برداشتن امام علیه السلام بیعت ازگردن اولاد عقیل و پا سخ ایشان
بفرمود زان پس به آل عقیل (ع)