ابومحمد، معروف به شیخ شطاح، از عارفان و دانشمندان برجسته قرن ششم هجری بود. او در فسا متولد شد و در علوم مختلف تبحر داشت. وی آثار متعددی از جمله تفسیر، کتابهای عرفانی و اشعار عربی و فارسی از خود به جای گذاشت. شیخ شطاح با شیخ ابونجیب سهروردی ارتباط داشت و خرقهای از سراج الدین محمود پوشید. او سالها در مکه مجاور بود و به وعظ در شیراز پرداخت. وی در سال 606 هجری درگذشت و آرامگاهش معروف است. برخی از اشعار عرفانی او در متن آمده است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشعار پیچیده است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد.
بخش ۶۴ - روزبهان شیرازی قُدِّسَ سِرُّه العزیز
دوبیتی ۲
اگر آهی کشم صحرا بسوزم
جهان را جمله سر تا پا بسوزم ۳
بسوزم عالم ار کارم نسازی
چه فرمایی بسازی یا بسوزم ۴
رباعی ۵
دل داغ تو دارد ار نه بفروختمی
در دیده تویی اگر نه بردوختمی ۶
جان منزل تست، ورنه روزی صدبار
در پیش تو چون سپند برسوختمی ۷
٭٭٭ ۸
گر دست بر آن زلف نگون اندازی
زهاد به صومعه به خون اندازی ۹
ور عکس جمال خود برون اندازی
بتها به سجود سرنگون اندازی ۱۰
٭٭٭ ۱۱
تا چند سخن تراشی ورنده زنی
تا کی به هدف تیر پراکنده زنی ۱۲
گر یک سبق از علم خموشی دانی
بسیار بدین گفت و شنو خنده زنی ۱۳
٭٭٭ ۱۴
زنهار درآن کوش که باشی پیوست
مقبول کسان گرت برآید از دست ۱۵
مگذار که افتی از نظر، مردان را
هرچیز که از طاق دل افتاد شکست ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.